1 - 2 - گزارش امام سجاد ( ع ) از روز تاسوعا
2 - 2 - گزارش امام سجاد ( ع ) از شب عاشورا
پس از آنكه عمر سعد ، سپاهش را آمادهء حمله به اردوگاه ما كرده اوايل شب بود . پدرم يارانش را گردآورد و من با حال بيمارى نزديك رفتم تا سخنان وى را بشنوم . آن حضرت ، خطابهاى ايراد كرد و در آن ، پس از حمد و ستايش الهى و تمجيد از ياران فرمود : « من پيمانم را از شما برداشتم . شب هنگام است و تاريكى شب همهجا را فرا گرفته در پناه اين تاريكى ، آرام ، از معركه بيرون رويد . » « 2 » پس از اين گفتار ياران امام ( ع ) هر كدام به نوبت آمادگى و فداكارى خود را در راه سيدالشهدا ( ع ) اعلام كردند . امام سجاد ( ع ) در گزارش ديگرى مىفرمايد : شبى كه فردايش پدرم به شهادت رسيد ، نشسته بودم و عمّهام ، زينب ( ع ) ، از من پرستارى مىكرد پدرم با يارانش به خلوتگاه رفت . چون غلام ابوذر غفارى هم نزدش بود و شمشيرش را صيقل مىداد و شعر ( يا دهر افٍّ لك . . . ) را مىخواند .