آن را دو يا سه بار تكرار كرد . چون من فهميدم و به مقصودش پى بردم بغض گلويم را گرفت ولى اشك نريختم و آرامش خودم را حفظ كردم و دانستم كه بلا سر رسيده است . امّا عمّهام زينب ( س ) نتوانست خود را نگاه دارد . برخاست و سراسيمه خود را به پدرم رساند و اظهار حزن و اندوه كرد . . . پدرم او را به صبر ، سفارش كرد و سپس نزد يارانش رفت . « 1 »
3 - 2 - امام سجاد ( ع ) راوى نيايش امام حسين ( ع ) در صبح عاشورا
به فرمايش امام چهارم ( ع ) بامداد روز عاشورا كه سپاه عمر سعد به خيمهگاه امام حسين ( ع ) نزديك شد ، حضرت دستان خود را به سوى آسمان بلند كرد و در نيايشى از خداوند متعال خواست گره مشكلاتش را باز كند و اندوهش را بزدايد . « 2 »
4 - 2 - سپردن اسم اعظم و ميراث پيامبران به امام سجاد ( ع )
روز عاشورا ، امام حسين ( ع ) به خيمهى امام سجاد ( ع ) آمده و اسم اعظم و ميراث پيامبران را به او سپرد ، و يادآور شد كه كتب علم امامت و مصاحف و سلاح رسول خدا ( ص ) را بهام سلمه ، همسر پيامبر ( ص ) داده و سفارش كرده كه آنها را به دو سپارد . « 3 » نيز روايت شده كه در آن روز امام حسين ( ع ) دختر بزرگ خود فاطمه را پيش خواند و كتابى در لفّافه به او سپرد و دستور داد و آن را به برادرش علىبن الحسين ( ع ) تسليم كند از عالم ( ع ) « 4 » پرسيدند : در آن كتاب چه بود ؟ فرمود : هرچه بنى آدم تا قيامت به آن محتاج بودند در آن وجود داشت . « 5 »
هامش
( 1 ) - الاشارد ، ج 2 ، ص 93 نيز ر . ك طبرى ج 5 ، ص 420 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 113 ؛ دار المعرفة مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 338 .
( 2 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 96 .
( 3 ) - اثبات الوصية ، ص 142 ؛ مناقب ؛ ج 4 ، ص 185 .
( 4 ) - امام كاظم يا امام رضا ( ع ) .
( 5 ) - اثبات الوصيه ص 142 ، علّامهى مجلسى ( ره ) مىنويسد : از امام صادق ( ع ) پرسيدند : انگشتر امام حسين ( ع ) در روز عاشورا به دست چه كسى افتاد ؟ زيرا مىگويند لباس هايش غارت شده است . فرمود : امام حسين ( ع ) ، ضمن وصيت به فرزندش علىبن الحسين ( ع ) انگشترش را به او داد و امر امامت را به ايشان واگذار كرد . . . و اين انگشتر از پدرم به من رسيده است . ( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 247 )