تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
لَيْتَ اشياخى ببدر شَهِدوُا * جَزَعَ الْخَزْرَجَ مِنْ وَقْعِ الْاسل « 1 »

خطبهء زينب ( س ) در مجلس يزيد

زينب كبرى ( س ) پس از شنيدن اشعار كفرآميز يزيد ، از جا برخاست و پس از ستايش خداوند و فرستادگان و درود بر پيامبر خدا ( ص ) ، خطاب به پسر ابوسفيان چنين فرمود : خداى بزرگ به راستى فرمايد : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الّذينَ أساؤا الْسُوآى انْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانوُا بِها يَسْتَهزِئُونْ » « 2 » اى يزيد ! آيا گمان برده‌اى كه با بستن راه‌هاى زمين و تار كردن افق‌هاى آسمان بر ما و چونان اسيران ما را از اين سو به آن سو بردن ، ما در نزد خداوند خوار گشته‌ايم و تو عزيز ؟ و اين كار موجب منزلت تو در نزد خداوند مىشود ؟ آيا اينك كه دنيا را به كام و كارها را سامان يافته مىبينى ، باد به غبغب انداخته با خودپسندى تمام شادمانى مىكنى ؟ اگر امروز ملك و اقتدار ما به تو داده شده است ، اندكى درنگ كن و اين سخن خداى را از ياد مبر كه مىفرمايد : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَذّينَ كَفَروُا انَّما نُمْلى خَيرٌ لَانْفُسِهِمْ انَّما نُملى لَهُم لِيَزْدادوُا اثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ » « 3 » اى پسر آزاد شده ، آيا اين از عدل است كه غلامان و كنيزان تو پرده‌نشين باشند و دختران رسول خدا را چونان اسيران در كوچه و بازار بگردانى ؟ و آنان را با سر برهنه و چهره باز از اين شهر به آن شهر برى تا مردم در آبشخورها و منزلگاه‌ها به تماشايشان بنشينند ، و دور و نزديك و شريف و وضيع ديده بر چهره‌هاشان اندازند و مردى كه سرپرستىشان كند و يا حامىاى كه حمايت‌شان كند نداشته باشند !

هامش
( 1 ) - المنتخب ، ج 2 ، ص 479 .
( 2 ) - روم ( 30 ) ، آيهء 10 ؛ آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند ( بسى ) بدتر بود . ( چرا ) كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى گرفتند .
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيهء 178 ؛ والبته نبايد كسانى كه كافر شده اند تصور كنند ، اين كه به ايشان مهلت مى دهيم براى آنان نيكوست ، ما فقط به ايشان مهلت مى دهيم تا بر گناه [ خود ] بيافزايد و آنگاه عذابى خفت آور خواهند داشت .