مادرم از مادر او و جدّم از جدّش برترند . برخى از اين حرفها درست و برخى نادرست است . اما اين كه گفته جدّم از جد يزيد برتر است سخن بجايى است ، چون جدّش رسول خدا ( ص ) بهترين انسان است . اما اين كه گفته پدر و مادرم از پدر و مادر يزيد برترند ، چگونه ؟ در حالى كه پدرش با پدرم در راه حكومت با هم ستيز كردند ، در نتيجه پدرم حاكم شد . سپس يزيد اين آيه را خواند : « قُلِ الّلهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُوْتىِ الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ منتَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ انَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئىٍ قَديرٌ . » « 1 » حضرت زينب در جواب يزيد اين آيه را تلاوت فرمود : « وَلا تَحْسَبَنَّ الذّينَ قُتِلوُا فى سَبيلِاللَّهِ امْواتاً بَلْ احْيَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون فَرِحينَ بِمآ آتيهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . . . « 2 » سپس فرمود : اى يزيد ، حسين ( ع ) را تو كشتى ، اگر تو نبودى پسر مرجانه پستتر و كوچكتر از اين بود . آيا از خدا هراس نداشتى در كشتن حسين ( ع ) در حالى كه پيغمبر ( ص ) دربارهء او و برادرش فرمود : الْحَسَنُ وَ الْحُسين سيّد اشباب اهل الجنّة . » ( حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت اند . ) اگر بگويى نه معلوم است كه دروغ مىگويى ، و اگر بگويى آرى ، پسر خود را محكوم كردى ؛ يزيد گفت : ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ . « 3 » ( اينها فرزندان دو دودمانى بودند كه از نظر پاكى و تقوى و فضيلت بعضى از بعضى ديگر ارث مىبرند . ) يزيد شرمنده گشت . در همين هنگام با چوب دستى بر لب و دندان امام حسين ( ع ) مىزد و اشعار ابن زبعرى را مىخواند كه :
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 122
مساهمون: محمد مظفرى
ص١٢٢
هامش
( 1 ) - آل عمران ، آيه 26 : بگو : بارالها ! مالك حكومتها تويى ؛ به هر كس بخواهى ، حكومت مىبخشى ؛ و از هر كس بخواهى حكومت را مىگيرى ، هر كس را بخواهى ، عزّت مىدهى ؛ و هر كه را بخواهى خوار مىكنى . تمام خوبيها به دست توست ؛ تو بر هر چيزى قادرى .
( 2 ) - آل عمران ( آيه 169 - 170 ) : ( اى پيامبر ! ) هرگز گمان مبر كه در راه خدا كشته شدند ، مردگانند ! بلكه آنان زندهاند ، و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند . آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است خوشحالند .
( 3 ) - آل عمران ، آيهء 34 .