تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
اين كه ما غالباً فقط حاجت‌هايى را كه از خدا مىخواهيم و برآورده مىشود ، به حساب مىآوريم ؛ اما نمىدانيم چه مصيبت‌هايى متوجه ما بوده است و خدا آن مصيبت‌ها را از ما برداشته است و از آن‌ها خبر نداريم ؛ در حالى كه به بركت نام سيدالشهداء ( ع ) ده‌ها برابر بركاتى كه بر مردم نازل مىشود ، آفات و مصيبت‌هايى از آن‌ها برداشته مىشود و ما خبر نداريم و آن‌ها را به حساب نمىآوريم . اگر چنين چيزى باشد ، آيا جا ندارد كه مردم اين همه اهتمام به گريه و عزادارى داشته باشند ؟

قداست و تحريف‌ناپذيرى قيام عاشورا

تا اين جا درباره اهميت و بزرگى اين حادثه و آثارى كه بيش از سيزده قرن در جامعه داشته است توجه داديم و يادآورى كرديم . مطلب ديگرى كه شما از بزرگان و از سروران ما ، از مرثيه‌خوانان و وعاظ شنيده‌ايد ، اين است كه شما اگر هر زمان درباره شخصيت انبيا و اولياى خدا مطالعه بفرماييد ، مىبينيد حتى در زمان خودشان ابهام‌هايى درباره شخصيت ، رفتار و گفتارشان وجود داشته است و بعد از وفاتشان چندين برابر بر اين ابهام‌ها افزوده شده است . خود پيامبر ( ص ) مثل ساير انبيا ، به زشت‌ترين تهمت‌ها متهم شدند ؛ گفتند اين شخص عقلش را از دست داده و مجنون است ، به حرف او گوش ندهيد ! گفتند او سحر مىكند و جادوگر است ! به جوان‌ها سفارش مىكردند كه وقتى مىبينيد آن حضرت مشغول سخن گفتن است انگشت خود را در گوش‌هايتان بگذاريد يا در گوش خود پنبه فرو كنيد تا صداى او را نشنويد ، چون ساحر است و سخن او شما را سحر مىكند . همه اين تهمت‌ها را به پيغمبر اكرم ( ص ) مىزدند و خود پيغمبر اكرم ( ص ) پيش بينى فرمودند كه بعد از وفات من دروغ‌هاى زيادى به من خواهند بست ، نه دشمنانى كه از كفار بودند ، بلكه به اصطلاح پيروان خود حضرت و از ميان كسانى كه مىگفتند ما به او ايمان داريم ؛ و چنين هم شد . فرمود : « قَدْ كَثُرَتْ عَلَىَّ الْكِذابَةُ و سَتَكْثُرُ » « 1 » ، دروغ بستن بر من زياد شده و به زودى بعد از من كسان زيادى به دروغ احاديثى را از قول من نقل مىكنند . بعد معيارى تعيين فرمود براى اين كه با آن تشخيص

هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 225 ، باب 29 ، روايت 2 .