دست خداست ، همه چيز به اراده لايزال الهى منتهى مىشود . اين دو مطلب ، دو روى يك سكه است ؛ خواه بگوييم خدا اين ويژگى را به امام حسين ( ع ) بخشيد ، و يا بگوييم شرايط زندگى ابى عبداللَّه اين خصوصيتها را اقتضا كرد . چون اين شرايط نيز اراده خدا است و طبق تقدير او انجام مىگيرد . حال بايد بررسى كنيم كه چگونه سيدالشهداء ( ع ) اين ويژگى را پيدا كرد كه بتواند اين بركت را داشته باشد و مردم در سايه عزادارى در مصيبت او بتوانند مصالح دنيا و به خصوص مصالح آخرتشان را تأمين كنند ؛ چون براى مؤمن ، دنيا مقدمهاى براى تكامل اخروى است و حيات اصلى در آن جا است . اين جا يك دوران جنينى است كه ما مىگذرانيم . حيات حقيقى ، پس از مرگ شروع مىشود . « وَ انَّ الدَّارَ الآخِرَةِ لَهِىَ الْحَيَوان » « 1 » ، حيات واقعى ، پس از اين عالم است . به هر حال ، هم مصالح دنيوى و هم مصالح اخروى ما در سايه توسل به سيدالشهداء ( ع ) ، توجه به آن حضرت ، عزادارى براى او ، گريستن براى او و عرض ارادت به ايشان است . همه شما آن قدر از معجزات و كراماتى كه از اين عزادارىها حاصل شده است شنيدهايد كه من هر چه بگويم زيره به كرمان بردن است ؛ لذا به اين قسمت نمىپردازم . حتى خاك گلى كه عزاداران سيدالشهداء ( ع ) به پيشانى مىماليدند موجب شفاى چشم حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى ( ره ) شد . اين داستان را همه شنيدهايد كه ايشان به چشم دردى مبتلا بودند كه معالجه نمىشد . تا اين كه در ايام عاشورا در بروجرد دستهاى سينه زن به منزل ايشان آمدند . مرحومآيتاللَّه بروجردى ( ره ) مقدارى از گِلهايى را كه عزاداران حسينى به سر و صورت ماليده بودند ، برداشته و به چشم ماليد و آن چشمدرد ايشان معالجه شد و تا آخر عمر هيچ ناراحتى از ناحيه چشم نداشتند و بدون عينك ريزترين خطها را هم مىخواندند و اين به بركت گلى بود كه سينهزنان سيد الشهداء ( ع ) روى سرشان مىريختند . از اين گونه كرامات و معجزات الى ماشاء اللَّه وجود دارد . همه شما با يك قطره اشكى كه در اين مراسم مىريزيد ، اول نورانيت آن را در خود احساس مىكنيد . حاجتهايى كه از شما برآورده مىشود و نيز بسيارى از آفتها و مصيبتهايىكه از شما دفع مىشود و نمىدانيد ، در مرحله بعد است . نكتهاى است كه داخل پرانتز عرض مىكنم كه در دعاها به آن اشاره شده است ، و آن
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٤٥٠
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، 64 .