معناى « حسين منى » روشن است ؛ اما « انا من حسين » خيلى مهم است . يا عبارت معروفى كه معمولًا در حسينيهها مىنويسند كه از اين روايت گرفته شده است : « انَّ الْحُسَيْنَ ابنِ عَلِىٍّ فى السَّماءِ أَكْبَرُ مِنْهُ فى الارْضِ فَانَّهُ لَمَكْتُوبٌ عَنْ يَمينِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْباحُ هُدىً وَ سَفينَةُ نَجاةٍ » « 1 » حسين چراغ هدايت و كشتى نجات است . خوب ، همه امامان ما ( ع ) چراغ هدايت بودهاند ، همه آنان كشتى نجات هستند . در زيارت جامعه مىخوانيم كه همه شما كشتى نجات هستيد ، هر كس به شما تمسك بجويد ، نجات مىيابد ، و هر كس از شما دور و عقب بماند ، هلاك مىشود . همه اهل بيت ( ع ) همين گونهاند . پس حسين ( ع ) چه خصوصيتى دارد ؟ بدون شك شخصيت سيد الشهداء ( ع ) و شرايطى كه براى زندگى ايشان پيش آمد ، تقدير الهى بود ؛ يك ويژگى به زندگى آن حضرت ( ع ) و به خصوص شهادت او بخشيد كه اين بركات مىتواند از آن ناشى شود . همين طور ما معتقديم همه ائمه اطهار ( ع ) نور واحد هستند ؛ هر امام ديگرى هم به جاى امام حسين ( ع ) بود ، بايد همين برنامه را اجرا مىكرد . اگر اختلافى در رفتار ائمه ( ع ) ديده مىشود ، به لحاظ شرايط اجتماعى زمان ايشان بوده است . مثلًا امام حسن ( ع ) اول جنگيد و بعد صلح كرد . اين كه معروف است كه امام حسن ( ع ) در مقايسه با سيد الشهداء ( ع ) سمبل صلح بود ، بدان معنا نيست كه دو نوع سليقه و دو قرائت از اسلام داشتهاند ، قرائتى صلح طلبانه و قرائت ديگرى خشونتآميز ؛ خير ، ما معتقديم اگر امام حسين ( ع ) هم در موقعيت امام حسن ( ع ) بود ، مىبايست همانند امام حسن ( ع ) رفتار كند و اگر امام حسن ( ع ) در شرايط امام حسين ( ع ) بود ، بايد همان رفتار امام حسين ( ع ) را انجام مىداد ، و ساير ائمه ( ع ) نيز به همين شكل . اختلاف در روشها و رفتارها به خاطر شرايط اجتماعى خاصى بوده كه اين وظايف را ايجاب مىكرده است . پس اين شرايط خاص است كه براى ابىعبداللَّه پيش آمد و زمينهاى را فراهم كرد كه نقشى را در تاريخ بشر و راهنمايى انسانها ايفا كند كه براى هيچ فرد ديگرى ميسر نشد . اين شرايط بود كه چنين رفتارى را تعيين كرد ؛ يا به زبان دينى اين تقدير الهى بود ، خواست خدا بود . چون شرايط اجتماعى هم به
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 449
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٤٤٩
هامش
( 1 ) . همان ، ج 36 ، ص 204 ، باب 40 ، روايت 8 .