جوابهاى سادهاى نيز داده مىشود كه سيد الشهداء ( ع ) در راه خدا و اسلام شهيد شدهاند و بايد به ياد آن حضرت اشك بريزيم ؛ و يا اين كه عزادارى براى امام حسين ( ع ) ثواب دارد ؛ آن حضرت روز قيامت ما را شفاعت خواهند فرمود . نوجوانان ما كم و بيش چنين جوابهايى را مىشنوند . اما گر بنده ، خودم را در حد جوانى با اين پرسشها فرض كنم ، اين پاسخها برايم قانع كننده نخواهد بود .
پرسشهايى را كه در اين زمينه مطرح مىشود ، مىتوان به چهار سؤال تحليل كرد . سعى ما بر اين است كه هر يك از اين سؤالها را جداگانه جواب دهيم تا بتوانيم پايه شناخت نوجوانان و جوانان عزيزمان را نسبت به مراسم عاشورا ارتقا بخشيم و فرهنگ عاشورايى را بيشتر روشن كنيم .
چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم ؟
چرا بايد خاطره حادثهاى را كه 1360 سال پيش اتفاق افتاده است ، زنده كرد و مراسمى به ياد آن خاطره برگزار كرد ؟ اين رويداد جريانى تاريخى بوده است كه زمان آن گذشته است ؛ تلخ يا شيرين ، هر چه بوده است آثار آن تمام شده است . چرا بايد بعد از گذشت نزديك به چهارده قرن ، ياد آن جريان و آن حادثه را زنده نگه داريم و مراسمى براى آن بر پا داريم ؟
پاسخ اين سؤال ، چندان مشكل نيست . براى اين كه به سادگى مىتوان به هر نوجوانى تفهيم كرد كه حوادث گذشته هر جامعه مىتواند در سرنوشت و آينده آن جامعه آثار عظيمى داشته باشد . تجديد آن خاطرهها در واقع نوعى بازنگرى و بازسازى آن حادثه است ، تا مردم از آن جريان استفاده كنند . اگر حادثه مفيدى بوده است و در جاى خود منشأ آثار و بركاتى به شمار مىرفته است ، بازنگرى و بازسازى آن نيز مىتواند مراتبى از آن بركات را داشته باشد .
علاوه بر اين ، در همه جوامع انسانى مرسوم است كه به نوعى ، از حوادث گذشته خود ياد مىكنند ؛ آنها را بزرگ شمرده و به آنها احترام مىگذارند . خواه مربوط به اشخاصى باشد كه در پيشرفت جامعه خود مؤثر بودهاند ، نظير دانشمندان و مخترعان ، و خواه مربوط به كسانى باشد كه از جنبه سياسى و اجتماعى ، در رهايى ملت خود نقش مؤثرى داشتهاند و قهرمان ملى بودهاند . همه عقلاى عالم براى اين گونه شخصيتها آيينهاى بزرگداشتى را منظور مىكنند .