تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
نَعبَ الْغُرابُ فَقُلْتُ قُلْ أَوْ لا تَقُلْ * فَقَدْ اقْتَضَيْتُ مِنَ الرَّسُولِ دُيُونى « 1 »
و همچنين هنگامى كه اسيران اهل بيت و سر مقدّس سيّد الشهداء را به حضورش آوردند ، ابياتى سرود ، كه يكى از آن‌ها اين بيت بود :
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا * خَبَرٌ جاءَ و لا وَحْىٌ نَزَلَ

زمامدارى يزيد كه توأم با ادامهء سياست معاويه بود ، تكليف اسلام و مسلمين را روشن مىكرد و از جمله ، وضع رابطهء اهل بيت رسالت را با مسلمانان و شيعيانشان ( كه مىبايست به دست فراموشى مطلق سپرده شود و بس ) معلوم مىساخت . در چنين شرايطى ، يگانه وسيله و مؤثّرترين عامل براى قطعيّت يافتن سقوط اهل بيت و در هم ريختن بنيان حق و حقيقت اين بود كه سيّد الشّهداء با يزيد بيعت كند و او را خليفه و جانشين مفترض الطّاعهء پيغمبر بشناسد . امام ( ع ) و بيعت با يزيد سيّد الشّهداء نظر به پيشوايى و رهبرى واقعى كه داشت ، نمىتوانست ، با يزيد بيعت كند و چنين قدم مؤثّرى در پايمال ساختن دين و آيين بردارد و تكليفى جز امتناع از بيعت نداشت و خدا نيز جز اين از وى نمى خواست . اثر امتناع از بيعت امتناع از بيعت نيز اثرى تلخ و ناگوار داشت ؛ زيرا قدرت هولناك و مخالف‌ناپذير وقت ، با تمام هستى خود بيعت مىخواست ( بيعت مىخواست يا سر ) و به هيچ چيز ديگر قانع نبود ، از اين روى كشته شدن امام ( ع ) در صورت امتناع در بيعت ، قطعى و لازم لاينفكّ امتناع بود . سيّد الشهداء ( ع ) نظر به رعايت مصلحت اسلام و مسلمين ، تصميم قطعى بر امتناع از بيعت و كشته شدن گرفت و بى محابا مرگ را بر زندگى ترجيح داد و تكليف خدايى وى نيز امتناع از بيعت و كشته شدن بود . ( و اين است معناى آنچه در برخى از روايات وارد است ، كه رسول خدا ( ص ) در خواب به او فرمود : خدا مىخواهد تو را كشته ببيند « 2 » و نيز آن حضرت به بعضى از كسانى كه از نهضت

هامش
( 1 ) . آلوسى ، تفسير روح المعانى ، ج 26 ، ص 66 ، به نقل از تاريخ ابن الوردى و كتاب وافى الوفيات .
( 2 ) . مركز تحقيقات باقرالعلوم ، موسوعه كلمات الحسين ( ع ) ، ص 287 .