تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
منعش مىكردند ، فرمود : خدا مىخواهد مرا كشته ببيند و به هر حال ، مراد ، مشيّت تشريعى است ، نه مشيّت تكوينى ؛ زيرا چنان كه سابقاً بيان كرديم ، مشيّت تكوينى خدا تأثيرى در اراده و فعل ندارد ) . ترجيح مرگ بر زندگى آرى ! سيّد الشّهداء ( ع ) تصميم بر امتناع از بيعت و ( در نتيجه ) كشته شدن گرفت . مرگ را بر زندگى ترجيح داد و جريان حوادث نيز اصابت نظر آن حضرت را به ثبوت رسانيد . زيرا شهادت وى با آن وضع دلخراش ، مظلوميّت و حقّانيّت اهل بيت را مسجّل ساخت و پس از شهادت تا دوازده سال نهضت‌ها و خونريزىها ادامه يافت و پس از آن همان خانه‌اى كه در زمان آن حضرت كسى درِ آن را نمىشناخت ، مركزى براى هدايت مردم شد . با مختصر آرامشى كه در زمان امام پنجم به وجود آمد ، شيعه مانند سيل ، از اطراف و اكناف دور شمع وجودش گرد آمد . حقّانيّت و نورانيّت آن رادمردان در هر گوشه و كنار جهان به تابش و تلألؤ پرداخت . پايه استوار اين رويكرد ، حقّانيّت توأم با مظلوميّت اهل بيت است و پيشتاز اين ميدان سيّدالشّهداء ( ع ) بود . اكنون ، مقايسهء وضع خاندان رسالت و اقبال مردم به آنان ، در زمان حيات آن حضرت ، با وضعى كه پس از شهادت وى در مدّت چهارده قرن پيش آمده و سال به سال تازه‌تر و عميق‌تر مىشود ، اصابت نظر آن حضرت را آفتابى مىكند و بيتى كه آن حضرت ( بنا به بعضى از روايات ) انشاد فرموده ، اشاره به همين معنا است :
وَ ما إنْ طِبُّنا جُبْنٌ وَ لكِنْ * مُنايانا وَ دَوْلَةَ آخِرينا « 1 »
و به همين نظر بود ، كه معاويه به يزيد اكيداً وصيّت كرده بود ، كه اگر حسين بن على از بيعت با وى خوددارى كند ، او را به حال خود رها كند و هيچ گونه متعرّض وى نشود . معاويه ، نه از راه اخلاص و محبّت ، اين وصيّت را مىكرد ، بلكه مىدانست حسين بن على بيعت كننده نيست و اگر به دست يزيد كشته شود ، اهل بيت ، مارك مظلوميّت به خود مىگيرند و اين براى سلطنت اموى ، خطرناك و براى اهل بيت بهترين وسيلهء تبليغ و پيشرفت است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 423 .