3 - اين كه ظواهر اعمال امام ( ع ) را كه قابل تطبيق به علل و اسباب ظاهرى است نبايد دليل نداشتن اين علم موهبتى و شاهد جهل به واقع گرفت ، مانند اين كه گفته شود : اگر سيّد الشّهداء ( ع ) علم به واقع داشت ، چرا مسلم را به نمايندگى خود به كوفه فرستاد ؟ چرا توسّط صيداوى نامه به اهل كوفه نوشت ؟ چرا خود از مكّه رهسپار كوفه شد ؟ چرا خود را به هلاكت انداخت و حال آن كه خدا مىفرمايد : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ . « 1 » چرا و چرا ؟ پاسخ همهء اين پرسشها از نكتهاى كه تذكّر داديم ، روشن است و نيازى به تكرار نيست .
قسم دوم از علم امام - علم عادى
پيغمبر ( ص ) به نص قرآن كريم و همچنين امام ( ع ) ( از عترت پاك او ) بشرى است ، همانند ساير افراد بشر و اعمالى كه در مسير زندگى انجام ميدهد ، مانند اعمال ساير افراد بشر در مجراى اختيارى و بر اساس علم عادى قراردارد . امام ( ع ) نيز مانند ديگران خير و شر و نفع و ضرر كارها را از روى علم عادى تشخيص داده و آنچه را شايسته اقدام مىبيند ، اراده كرده ، در انجام آن به تلاش و كوشش مىپردازد . در جايى كه علل و عوامل و اوضاع و احوال خارجى موافق مىباشد ، به هدف اصابت مىكند و در جايى كه اسباب و شرائط مساعدت نكنند ، از پيش نمىرود .
( و اين كه امام ( ع ) به اذن خدا به جزئيّات همه حوادث چنان كه شده و خواهد شد ، واقف است ، تأثيرى در اين اعمال اختياريه وى ندارد ، چنان كه گذشت ) .
امام ( ع ) مانند ساير افراد انسانى بندهء خدا و به تكاليف و مقرّرات دينى ، مكلّف و موظّف مىباشد و طبق سرپرستى و پيشوايى كه از جانب خدا دارد ، با موازين عادى انسانى بايد انجام دهد و آخرين تلاش و كوشش را در احياى كلمه حق و سر پا نگهداشتن دين و آيين بنمايد .
نهضت سيّد الشّهداء ( ع ) و هدف آن
با يك سير اجمالى در وضع عمومى آن روز مىتوان نسبت به تصميم و اقدام سيّدالشهداء ( ع ) روشن شد .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 195 .