اوّلًا : معاويه از وى بيعت گرفته بود و با وجود بيعت ، كسى با وى همراهى نمىكرد .
ثانياً : معاويه خود را يكى از صحابهء كبار پيغمبر ( ص ) و كاتب وحى و مورد اعتماد و دست راست سه نفر از خلفاى راشدين به مردم شناسانيده و نام « خال المؤمنين » را به عنوان لقبى مقدّس بر خود گذاشته بود .
ثالثاً : با نيرنگ مخصوص به خودش به آسانى مىتوانست امام حسن ( ع ) را به دست كسان خودش بكشد و بعد به خونخواهى وى برخيزد و از قاتلين وى انتقام بگيرد و مجلس عزا نيز برايش بر پا كند و عزادار شود !
معاويه ، وضع زندگى امام حسن ( ع ) را به جايى كشانيده بود كه كمترين امنيّتى حتّى در داخل خانهء شخصى خودش نداشت و سرانجام نيز ( وقتى كه مىخواست براى يزيد از مردم بيعت بگيرد ) آن حضرت را به دست همسر خودش مسموم كرده ، شهيد ساخت .
همان سيّد الشّهداء ( ع ) كه پس از درگذشت معاويه ، بى درنگ عليه يزيد قيام كرد و خود و كسان خود حتّى بچهء شير خوارهء خود را در اين راه فدا ساخت ، در همهء مدّت امامت خود ، كه معاصر معاويه بود ، به اين فداكارى نيز قادر نشد ، زيرا در برابر نيرنگهاى صورتاً حق به جانب معاويه و بيعتى كه از وى گرفته شده بود ، قيام و شهادت او كمترين اثرى نداشت .
اين بود خلاصه وضع ناگوارى كه معاويه در محيط اسلامى به وجود آورد و درِ خانهء پيغمبر اكرم را به كلّى بسته ، اهل بيت را از هر گونه اثر و خاصيّت انداخت .
مرگ معاويه و خلافت يزيد
آخرين ضربت كارى وى كه به پيكر اسلام و مسلمين وارد ساخت ، اين بود كه خلافت اسلامى را به سلطنت استبدادى موروثى تبديل نمود و پسر خود يزيد را به جاى خود نشانيد .
در حالى كه يزيد هيچ گونه شخصيّت دينى ( حتّى به طور تزوير و تظاهر ) نداشت و همهء وقت خود را علناً با ساز و نواز و باده گسارى و شاهد بازى و ميمون رقصانى مىگذرانيد و احترامى به مقرّرات دينى نمىگذاشت و گذشته از همهء اينها اعتقادى به دين و آيين نداشت . چنان كه وقتى اسيران اهل بيت و سرهاى شهداء كربلا را وارد دمشق مىكردند و به تماشاى آنها بيرون آمده بود ، بانگ كلاغى به گوشش رسيد . گفت :
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٤٢٢