جدم ( ص ) دارد . من مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم ، و به سيره و روش جدم و پدرم على بن ابيطالب ( ع ) رفتار كنم . « 1 » نويسنده اين تنبيه و آگاهى بخشيدن را در تصحيح فرهنگ سوگوارى تشيع - كه پر دوام باد - كافى مىشمرد و به موضوع اصلى بر مىگردد .
گريه در بعد زمانى
نكتهاى ديگر كه بايد روشنتر بيان شود محدوده زمانى است كه يك مصيبت و حادثه غمانگيز مىتواند فرا گيرد و گريه را در پى آورد .
اگر مصيبت و گرفتارى فردى يا فاميلى باشد بسته به اهميت واقعه تا يكى دو سال ممكن است اندوهزا و موجب ماتم گردد ، و گهگاه آهى سرد از دل برآرد و اشكى گرم از ديده روان كند . اما اگر واقعه تأثرآور مربوط به انبياى الهى و پيشوايان هدايت و پايهگذاران عقايد صحيح خردپذير باشد كه هدف و تعليمات و كوشش اصلاحيشان به فرد يا قوم و كشور خاصى محدود و منحصر نيست ، بلكه عرصه مكان و زمان را در نورديده و گستره عظيم و تاريخ بشريت را فرا گرفته است ، و از طرف ديگر علت بروز چنان حوادثى ضديت و عداوت تنى چند ظالم متكبر با آن روشنگران راه سعادت و منجيان امت باشد ، تا حق و باطل در جهان و ظالم و مظلوم در جامعه ، و نور و ظلمت بر پيشانى افق هويداست ، اندوه و ماتم آنان هم در دلهاى شيفتگان عدالت و همه ستمديدگان و حقطلبان جايگزين است ، و انگيزه روحى گريستن و دريغ خوردن مىشود .
از اينجاست كه شيعيان در طول پانزده قرن تاريخ اسلام همواره از مصيبت بزرگ سيد الشهداء حسين بن على ( ع ) دلآزرده و غمگين بوده و هستند ، و نوحهكنان و اشك ريزان از آن حادثه مولمه ياد مىكنند و در حافظه تاريخ آن را تازه و نو نگاه مىدارند .
گريه در بعد سياسى
روضهخوانى و ذكر مصائب سيد الشهداء ( ع ) زمينهايست براى گريستن ، و فوايدى كه براى گريه بر شمرديم از تشكيل چنين مجالسى حاصل مىشود ، بخصوص كه با مقدمهاى از وعظ
هامش
( 1 ) . . براى ملاحظه متن خطبه رجوع شود به : بحار الانوار ، ج 44 / 329 .