براى احقاق حقوق انسان كردند و كوششى كه در تصحيح فرهنگ سياسى مسلمين و جلوگيرى از مسخ اسلام داشتند ، و سرانجام هم به شهادتشان منتهى شد . انگيزه اين گريه همان معرفت است و محبت ، و طبعاً ارزش معنوى و آثار روحى آن نيز به قدر شناختى است كه گريه كننده نسبت به پايگاه والاى امام دارد و محبتى كه به آن اسوه جهاد و حقپرستى ابراز مىنمايد . بنابراين اشكى كه در آن مجالس از سردرد شخصى و به سبب اندوه و الم خصوصى از چشم جارى گردد ، ارزش مذكور را ندارد زيرا خالص و صميمانه نيست . در اينجا شايسته است نقل حديثى از امام جعفر صادق ( ع ) كه دو گونه گريه را - بر اساس انگيزه قلبى - روشن مىنمايد : « گريستن و ناشكيبائى بر هر چه موجب ناراحتى شود براى بنده مكروه است ، جز گريستن و ناشكيبائى بر حسين بن على ( ع ) كه اجر دارد » « 1 » .
اثر گناهزدائى گريه
عزادارى و ذكر مصائب ابا عبداللَّه الحسين كه همواره با سوز دل و اشك روان برگزار مىشود ، سنت پسنديدهاى است كه در طول تاريخ تشيع اجرا مىشده و در اخبار مذهبى هم تمجيد شده و ثوابها برايش ذكر كردهاند « 2 » . اين سوگوارى و زارى ، سلسلهاى معنوى بوده كه قلوب شيعيان را به يكديگر و همه را با روح بلند و تابناك آن شهيد مظلوم پيوند زده و بهم بسته ، و محبت عميقش را در دلها جايگزين كرده است . سيل اشكى كه از ديدگان فرزند برومندش زين العابدين ( ع ) و خواهر والايش زينب ( س ) و ديگر بستگانش جارى شده و جويهاى اشك محبان را نيز به دنبال آورده ، اقيانوس بىپايان رحمت و مغفرت خداى رحمان گرديده ، زيرا بحرى است كه از چشمه زلال دلهاى شيفته شيعيانش روان شده و آميزهاى است از معرفت و محبت ، كه طبعاً رحمت الهى را همراه دارد و هر گنهكار سيه روزگار تائبى مىتواند در آن وارد شود و آلودگى گناهان و زشتكارىها را از خود بزدايد .