زبان گريه
زندگى انسان با گريه شروع مىشود . نوزاد به محض تولد در محيط تازهاى قرار مىگيرد ، و با فريادى گريهآلود تنفس را آغاز و زيست در اين جهان را شروع مىكند . اين گريه در علم وظايف الاعضاء يكى از نشانههاى سلامتى نوزاد است . در دوران نوزادى قبل از اينكه طفل لب به سخن گفتن بگشايد ، با صدايى كه معمولًا همراه با ترشحات چشم - اشك - است نيازها و حالات طبيعى خود چون گرسنگى ، درد و بيمارى را بيان مىكند ، و بروشنى مىفهميم كه گريه « زبان « 1 » » نوزاد است . چون به مرحله كودكى رسيد رفته رفته بعضى از حاجتهاى خود را برمىآورد ، اما باز در بسيارى از موارد در مىماند زيرا نه نيروى بدنى كافى دارد ، و نه فهم و درك لازم را ، به اين جهت از زبان « اشك » كمك مىگيرد ، و با فرياد و گريه يارى مىطلبد . هر چه بر سن كودك مىگذرد و توان جسمى و شخصيت معنوى او مىبالد و رو به كمال مىرود ، كمتر از گريه مدد مىگيرد ، بلكه با زبان « گفتار » خواستهايش را ابراز مىكند . با وجود اين در حالت بيمارى و درد يا تألمات روحى ماند عدم موفقيت در امتحان اندوهگين شده مىگريد .
گريه از نظر روانى
از تأمل درعلل گريه و بررسى انگيزههاى روانى آن به اين نتيجه مىرسيم كه : گريه از حالات انفعالى انسان است كه با مقدمهاى از اندوه ، ناراحتى و تألمات گوناگون روانى به طور طبيعى به ظهور مىرسد « 2 » ، و گاه ممكن است انگيزه آن هيجانات تند روانى چون « شوق » باشد ، نظير شوق و ذوق ناشى از ديدار محبوب پس از زمانى طولانى . گرچه گريستن در نظر يك فيزيولوژيست چون ساير اعمال انعكاسى بدن مىباشد ، اما واقع اين است كه تفاوت بنيادى با آنها دارد ، زيرا گريه همواره زبان گوياى احساسات و نشان