تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

2 - حلف تابعيت كه برخى افراد از قبيلهء خود اعراض كرده با پيمان حلف تحت تابعيت و انتساب قبيلهء ديگر واقع مىشده‌اند البته در دوران جاهليت - كه حكومت قبايل برقرار بود و عنوان ملوك الطوايفى آنان رسميت داشت - نسبت به حليف وصيل از مقررات ويژه‌اى متابعت و پيروى مىكردند كه اسلام با تأسيس حكومت دينى بر تمام آنها خط بطلان كشيد . و تنها موضوعى كه اسلام با آن مخالفتى نداشت و در نتيجه برقرار ماند ، عنوان انتساب و معرفى اشخاص بود « 1 » و - چنان كه توضيح داديم - به همين مناسبت جمع كثيرى از بزرگان صحابه به نام حليفه شناخته شده‌اند و بعدها كه در زمان عمر ديوان عطاى قبايل تدوين شد ، خلفا هم در شمار هم پيمانان خود به حساب آمدند . 3 - حلف موالات كه به طور خصوصى بين دو نفر انجام مىگرفت ، و هدف آن يارى و پشتيبانى در شدايد و كمك و معاضدت در رفع گرفتارىها و دفع حوادث بود ، به اضافهء حق توارث كه شرح آن به تفصيل گذشت . اين پيمان اصولًا با اسلام كه خود داعى به معاضدت و مواسات است ، انطباق كامل دارد ، و لذا اسلام هم بر آن صحه گذاشت و حتى قانون ارث آن را هم رسميت بخشيد . و علت اينكه انعقاد چنين حلفى در اسلام بىمورد است ، اين است كه طبق مقررات دينى ، حمايت و نصرت هر فرد مسلمانى با ولى امر مسلمين است ، اگر كسى بميرد و وارثى نداشته باشد ، ارث او متعلق به امام مسلمين خواهد بود ، چنان كه اگر خطايى مرتكب شود ، و فاميلى ( عاقله ) نداشته باشد كه خطاى او را جبران كند ، امام مسلمين عهده‌دار جبران خسارت خواهد بود ، و هكذا در ساير موارد موالات از خونخواهى و اخذ ديه و امثال آن . و اما اينكه در مذهب شيعه ، و لاء جريره كه همان حلف و تعهد جاهلى است ، معتبر شمرده شده ، به خاطر اين است كه امام شيعيان بر سر دولت و حكومت نيست تا به امر ولايت آنچنان كه ارادهء الهى است قيام كند ، و چه بسا خون يك تازه مسلمان مانند خون هرمزان به هدر رود ، لذا تازه مسلمان شيعه مىتواند براى خود ولى و ارثى اختيار كند و با بستن پيمان بدان جنبهء رسمى و قانونى بدهد .

هامش
( 1 ) . « و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا » ( حجرات : 13 ) .