« انْتَ مِنّى وَ انَا مِنْكَ » ، يا فرمود : « حَرْبُكَ حَرْبى ، سِلْمُكَ سِلْمى » ، « 1 » يا در ضمن توصيه و سفارش به ديگران فرمود : « عَلِىٌّ مِنّى وَ انَا مِنْ عَلِىٍّ : لَحْمُهُ لَحْمى ، دَمُهُ دَمى » « 2 » چنان كه نسبت به مجموع اهل بيت ( اصحاب كساء كه در زمان آن سرور حيات داشتند ) فرمود : هُمْ مِنّى وَ انَا مِنْهُمْ ، « 3 » انَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ ، حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ .
خاتمهء بحث
پيامبر در حديث مشهورى فرموده است : ايُّما حَلْفٌ فِى - الْجاهِلِيَّةِ - اوْ عَقْدٌ - ادْرَكَهُ الْاسْلامُ فَلا يَزيدُهُ الْاسْلامُ الّا شِدَّةً ، وَ لا عَقْدَ وَ لا حَلْفَ فِى الْاسْلامِ . « 4 » يعنى هرگونه پيمان نصرت و يارى ، يا هرگونه عقد موالات و برادرى كه در جاهليت صورت گرفته باشد ، و با موازين اسلام منطبق باشد ، اسلام بر استحكام و استوارى آن مىافزايد ، ولى در اسلام پيمان نصرت و يارى و عقد برادرى وجود نخواهد داشت . البته چنان كه در ابتداى اين بحث اشاره كرديم ، حلف جاهليت به يكى از سه نوع صورت مىگرفته است : 1 - حلف قبايل كه به طور كلى مربوط به كمك و معاضدت در جنگها و غارتها بوده ، و اسلام اساساً با آن مخالف است ، تنها حلفى كه بين قبايل منعقد شده و هدف آن با فطرت و دين حنيف و عدالت گستر اسلامى موافق است ، حلف الفضول بوده كه شرح آن گذشت ولذا رسول خدا از شركت در آن حلف اظهار مسرت مىفرمود . و قهراً اين حديث شريف هم آن را تأييد و ابرام مىكند ، منتها با حمايت صريحى كه اسلام از حق و فضيلت مىكند ديگر نيازى به اين گونه حلف در ميان نيست .