از آيات كريمهء اين سوره ، و همچنين تاريخ اين غزوه ، چنين به دست مىآيد كه جمعى از حاضرين در اين بيعت ، نه به خاطر اخلاص و ارادت بلكه به خاطر حميت قومى « 1 » حاضر به فداكارى شدند و مجدانه در برابر مشركين مقاومت كردند . از اين رو قرآن مجيد مىفرمايد : خدا از دل آنها با خبر بود ، و سكينه و آرامش خود را بر آنان نازل كرد تا با خاطرى آرام و راحت به تصميم خود باقى بمانند ، و منافقين دل آنها را برنياشوبند . و چون جماعت بيعت كنندگان همگى از اخلاص و تقوى برخوردار نبودند ، ضمناً با لطف و ارادهء الهى جنگى پيش نيامد كه مخلص و نا مخلص ، مؤمن و منافق از هم ممتاز شوند ، لذا پاداش اين بيعت و حمايت ، همانند حمايت مؤلفهء قلوبهم ، به حطام دنيوى تبديل شد ، تا از پيروزى جنگ خيبر و غنيمتهاى آن به عنوان پاداش برخوردار شوند . « 2 » ضمناً با آنها و همگان از مسلمانان وعده نهاد كه غنيمتهاى بسيارى نصيب و بهرهشان سازد ، حتى غنيمتهايى كه نتوانند ميزان آن را برآورد كنند . برخى از مفسرين آن را با غنايم ايران و روم منطبق دانستهاند .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 391
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٩١
از مطاوى ابحاث گذشته روشن شد كه جملهء « فِلانٌ مِنّى وَ انَا مِنْ فِلانٍ » ، با يك سابقهء ادبى و تاريخى ، شاه فصل صيغهء اتحاد و نمودار پيوند همبستگى و موالات است ، خواه مانند بيعت انصار ، با ساير جملات حلف ، همراه باشد ، و خواه تنها به ذكر همين جمله اكتفا شود ، و چنان كه رسول خدا فرمود : « حُسَيْنٌ مِنّى وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ » خلاصه و چكيدهء مطلب اظهار شود ، يعنى تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .
رسول خدا در ضمن اين جملهء كوتاه ، يادآور مىشود كه پيوند و اتحاد و يگانگى من با حسين محكم و استوار ، و حرمت من با حرمت او برابر و يكسان است :
خون حسين خون من است ، گوشت حسين گوشت من است ، هر كه خون او را بريزد خون مرا ريخته و هر كه گوشت او را به درد ، گوشت مرا دريده است ، شكست حسين شكست
هامش
( 1 ) . « اذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحمية الجاهلية ، فانزل اللَّه سكينته على رسوله و على المؤمنين . . . » ( آيهء 30 ) .
( 2 ) . به همين جهت غنايم خيبر مخصوص حاضرين بيعت حديبيه گرديد ، و رسول خدا جز آنان را به جنگ خيبر نبرد ، و با اينكه همگان در فتح شركت نداشتند از غنايم بهرهمند شدند .