من است ، هدر ساختن خون او هدر ساختن خون من است ، هر كه حرمت حسين را بشكند حرمت مرا شكسته و هر كه خون او را حلال بشمرد خون مرا حلال شمرده است ، چنان كه خونخواهى او خونخواهى من خواهد بود . جنگ با حسين جنگ با من است ، آشتى با حسين آشتى با من است ، هر كه به روى حسين شمشير كشد به روى من شمشير كشيده و هر كه دست حسين را با صلح و صفا بفشارد ، دست مرا به دوستى و صفا فشرده است . در اثر اين اتحاد و همبستگى ، تنها دوستان پيامبر و امت او مسؤوليت نداشتند ، بلكه بر مبناى حقوقى ، طرفين پيمان نيز نسبت به مواد حلف ، عهدهدار مسؤوليت مىشدند ، يعنى پيامبر اسلام شخصاً عهدهدار بود كه در حال حيات از حسين حمايت كند ، و او را چون جان و تن خود بداند ، حسين هم موظف بود كه با دشمنان جدش رسول خدا دشمن و با دوستان او دوست باشد . در ميان علماى اهل سنت ، كه اغلب از شرح و توضيح اين گونه احاديث دانسته و شناخته دريغ مىكنند ، تنها قاضى عياض است كه در شرح حديث « حُسَيْنٌ مِنّى وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ » به معناى اصيل آن اعتراف و تصريح مىكند ، او مىگويد : « گويا رسول اكرم با تابش نور وحى ، آنچه را بين حسين و قاتلين آن سرور واقع شدنى بود مىدانست ، و لذا مخصوصاً نام حسين را برد و فهماند كه او و حسين از حيث وجوب محبت و حرمت تعرض و محاربه ، چون شخص واحدند ، و رسول خدا به منظور تأكيد همين اتحاد و يگانگى فرمودند : هر كه حسين را دوست بدارد خدا را دوست داشته ، زيرا محبت حسين محبت رسول خدا و محبت رسول خدا محبت خدا است . » « 1 » البته ما مىدانيم كه اين اتحاد و همبستگى تنها دربارهء حسين صادق نبوده بلكه تمام اهل بيت عصمت از اين اتحاد معنوى و اتصال روحى برخوردار بودهاند ، و در زبان رسول اكرم به عنوان متحد و هم پيمان معرفى شدهاند ، چنان كه مكرر در مكرر به على بن ابى طالب فرمود :
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٩٢
هامش
( 1 ) . اين قسمت در كتاب مرقاة ، ج 5 / 605 از قاضى نقل شده ، نيز در فيض القدير ، ج 3 / 387 ، و در شرح احوذى بر صحيح ترمذى هم ، ج 4 / 339 ، مشكاة المصابيح / 571 .