عاشورا يا روز سرنوشت براى اسلام و آزادى « 1 »
سيد عبدالكريم هاشمى نژاد مردم سست پيمان و عهد شكن كوفه كه حسين ( ع ) را براى پذيرش امامت و رهبرى خويش دعوت كرده بودند اكنون با شمشيرها و نيزهها از آن حضرت استقبال كردند ؛ آن هم در بيابانى كه با كوفه فرسنگها فاصله دارد ، اين ميزبانان بىحميت و مكار در كربلا گرد آمدند تا ميهمان عزيز خود را بين دو كار مخير سازند ، يا در برابر يزيد تسليم گردد و يا او را به قتل برسانند . اما حسين ( ع ) كه از ابتدا تصميم مقدس خويش را گرفته بود و شهادت را بر ذلت و ننگ بيعت با يزيد ترجيح داد با صراحت مىفرمود : لا وَاللَّهِ لا اعْطيهِمْ بِيَدى اعْطاءَ الذَّليلِ وَ لا اقِرُّ اقْرارَ الْعَبيدِ . « 2 » نه به خدا قسم من دست ذلت به اين ناپاكان نخواهم داد و مانند بندگان در برابر آنها تسليم نمىگردم . با اين حساب تباهكاران بد نهاد و حاميان زادهء معاويه تنها يك راه در پيش دارند و آن هم كشتن فرزند رسالت و اسارت خاندان وحى و نبوت است يزيد مىخواهد اكنون كه حسين در برابر وى سرسختى نشان داد از او انتقام بگيرد و آتش خشم و كينهء خويش را از اين راه خاموش سازد ، غافل از آن كه حسين ( ع ) اگر كشته گردد قطرات خون پاكش آنچنان طوفانى خشمگين در افكار جامعه و امت عليه دودمان ننگ آلاميه به وجود آورد و آن گونه اساس بيدادگرى و ستم را به رسوائى و فضيحت بكشد كه گذشت زمان نتواند آن را كهنه كند و از خاطرهها محو سازد .