بود ، مردى كه خود در آستانه شهادت است و تا چند ساعت ديگر خون پاك و شريفش صحنهء كربلا را رنگين مىسازد ، مردى كه اكنون در برابرش هزاران تن دشمنانى خونخوار و سفاكانى بيشرم با نگاههاى اهرمنى خود كه از آنها آتش خشم و غضب مىباريد صف كشيدهاند و تشنهء خون وى هستند با اين حال آن افتخار آزادى و شرف آن گونه با شهامت در آنجا سخن گفت كه درسى براى انسانها در طول تاريخ است ، در اين خطبه آن بزرگوار سخن از بيعت با يزيد به ميان مىآورد و آن را ذلت و ننگ مىشمرد - ننگى كه خود فرمود « از خاندان پيغمبر به دور است » - حسين ( ع ) در آنجا راه برگزيدهء خويش را كه چيزى جز يك مرگ شرافتمندانه و خونين نيست اعلام داشت ، او به خوبى مىداند كه اكنون سرنوشت اسلام و عدالت ، شرف و آزادى به تصميم وى بستگى دارد و اگر او تسليم شود و بيعت با يزيد را بپذيرد با اين كار اسلام و عدالت را در برابر كفر و بيدادگرى تسليم نموده است و راه سرشكستگى و خوارى را به روى انسانها و امت گشوده است .
عالىترين حماسهء آزادى در سختترين شرايط
خطابههاى جانبخش و روحدهندهء حسين ( ع ) كه با منطقى رسا و روشن پى در پى ايراد مىگرديد در آن دلهاى سختتر از سنگ كمترين اثر به جاى نمىگذاشت ، در روز عاشورا آن بزرگوار بارها از خدا ، پيغمبر ، قرآن و روز واپسين و جزا سخن به ميان آورد ، اما ديد براى آن بردگان بىصفت و درندگان بدخو بىثمر است و آن بىشرمان همچنان به خونريزى و جنايت و كشتار شريفترين انسانهاى عصر خويش سرگرماند ، شكمهاى از حرام پرشدهء آنان و سفرههاى رنگين ستمگران كه رنگ آن از خون دل و ديدهء بيوهزنان و يتيمان و محرومان بود ديگر هيچ حس انسانى براى آنها به جاى نگذاشت ، اينجا بود كه آن خلاصهء دودمان على ( ع ) منطق خويش را عوض كرد و با ديدى جهانى كه براى هر كس - از هر نژاد و ملت - قابل درك است سخن گفت خطاب به آنان فرمود :
وَيْلَكُمْ يا شيعَةَ آلَ ابى سُفْيانَ انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادِ فَكُونُوا احْراراً فى دُنْياكُمْ هذِهِ . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 70 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 31 .