انسانيت است ، نشيد انسانيت است و به همين دليل نظير ندارد ، و به جرأت عرض مىكنم كه نظير ندارد . شما در دنيا حماسهاى مانند حماسهء حسينبن على پيدا نخواهيد كرد ، چه از نظر قدرت و قوّت حماسه و چه از نظر علوّ و ارتفاع و انسانى بودن آن ، و متأسفانه ما مردم اين حماسه را نشناختهايم .
دو صفحهء تاريخچهء كربلا
حادثهء عاشورا و تاريخچهء كربلا دو صفحه دارد : يك صفحهء سفيد و نورانى ، و يك صفحهء تاريك ، سياه و ظلمانى كه هر دو صفحهاش يا بىنظير است و يا كمنظير .
اما صفحهء سياه و تاريكش از آن نظر سياه و تاريك است كه در آن فقط جنايت بىنظير و يا كمنظير مىبينيم . يك وقت حساب كردم و ظاهراً در حدود بيست و يك نوع پستى و لئامت در اين جنايت ديدم . و خيال هم نمىكنم در دنيا چنين جنايتى پيدا بشود كه تا اين اندازه تنوّع داشته باشد . البته در تاريخچهء جنگهاى صليبى ، جنايتهاى اروپايىها خيلى عجيب است .
و اين كه جرأت نمىكنم كه بگويم حادثهء كربلا از نظر زيادى جنايت نظير ندارد ، چون توجّه من يكى به جنگهاى صليبى و جنايتهايى است كه مسيحىها در آن مرتكب شدند و يكى هم به جنايتهايى است كه همين اروپايىها در اندلس اسلامى مرتكب شدند كه آن هم عجيب است . تاريخ اندلس مرحوم آيتى را كه دانشگاه تهران چاپ كرده است بخوانيد ؛ كتابى است بسيار تحقيقى و آموزنده . در اين كتاب نوشته است : اروپايىها به صدهزار زن و مرد و بچه اجازه دادند كه هر جا مىخواهند بروند . بعد كه اينها راه افتادند ، پشيمان شدند و شايد هم از اوّل حقّه زدند كه اجازهء حركت دادند . به هر حال تمام اين صد هزار نفر را كشتند و سر بريدند .
شرقى هرگز از نظر جنايت به غربى نمىرسد . شما اگر در تمام تاريخ مشرق زمين بگرديد ، دو جنايت را حتّى در دستگاه اموى پيدا نمىكنيد : يكى آتش زدن زنده زنده و ديگر قتل عام كردن زنان ، ولى در تاريخ مغرب زمين اين دو جنايت فراوان ديده مىشود . زن كشتن در تاريخ مغرب زمين يك امر شايعى است . هنوز هم باور نكنيد كه اينها روح انسانى داشته باشند . آنچه در ويتنام صورت مىگيرد ادامهء روحيهء جنگهاى صليبى و جنگهاى اندلس