تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

در نهج البلاغه است كه على ( ع ) در مقابل جمعيت ، ناراحت و عصبانى از اين كار مىايستد و يك خطبهء چند سطرى مىخواند . مىفرمايد : « قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتالَ » اينها گرسنهء جنگند و از شما غذا مىخواهند اما از دم شمشير . « فَاقِرّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأخيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْوُوا مِنَ الْماءِ » لشكريانم ! نمىگويم برويد بجنگيد ، برويد يكى از اين دو راه را انتخاب كنيد : يا تن به ذلت بدهيد كه آب را ببرند و شما نگاه كنيد ، يا اينكه اين تيغ‌ها را از خون اين ناكسان سيراب كنيد تا خودتان سيراب شويد . « فَالْموْتُ فى حَياتِكُمْ مَقْهورينَ وَ الْحَياةُ فى مَوْتِكُمْ قاهِرينَ » « 1 » زندگى اين است كه بميريد ولى فائق باشيد و مردن اين است كه زنده باشيد ولى تو سرى خور . با اين سخنان خود آنچنان هيجان ايجاد كرد كه در كمتر از دو ساعت ، دشمن را به كلى از كنار شريعهء فرات دور كردند كه ديگر دشمن از تشنگى له له مىزد . ولى على ( ع ) به سپاهيان خود گفت : شما هر روز اجازه بدهيد كه بيايند و آب بردارند . لشكريان گفتند : آنها به ما آب ندادند ، پس ما هم به آنها آب نمىدهيم . ولى على فرمود : خير ، اين يك كار غير انسانى است ؛ آب يك چيزى است كه هر جاندارى حق دارد از آن استفاده كند . به آنها آب بدهيد . پس معلوم شد سخن مىتواند سخن حماسى باشد و سخن حماسى يعنى سخنى كه در آن بويى از غيرت و شجاعت و مردانگى باشد ، بويى از ايستادگى و مقاومت باشد . اگر شعر يا نثرى داراى اين خصوصيات باشد ، آن را « حماسى » مىگويند . سرگذشت‌ها و حادثه‌ها و تاريخچه‌ها هم اقسامى دارند . حادثه‌هايى داريم غنايى ، حادثه‌هايى داريم اندرزى ، حادثه‌هايى داريم رثايى و حادثه‌هايى داريم حماسى . يك سرگذشت تمامش فقط غناست ، بوى غنا مىدهد ، عشق است . مجلات را شايد كم و بيش مىخوانيد ؛ در اينها ، چه حكايت واقعى ، چه افسانه ، چه مخلوطى از واقعيت و افسانه ، همه داستان غنايى است . حالا اين همه داستان غنايى به گوش اين ملت برود چه از آب در مىآيد ، من نمىدانم . « 2 » داستان‌هاى رثايى و به اصطلاح تراژدىها هم زياد است . صفحات حوادث روزنامه‌ها را اگر بخوانيد ، اغلب از اين جور قضايا مىبينيد . داستان‌هاى اندرزى هم

هامش
( 1 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 51 ، ص 138 .
( 2 ) . اشاره به مجلات زمان طاغوت است .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 243 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى