است و اموال كلانى براى تشويه چهرهء اسلام ، به خصوص تشيّع خرج مىشود و هركسى كه منافع نا مشروعى در زندگى ملتها و كشورها دارد ، خود را موظّف به فعاليت عليه اسلام و حكومت اسلامى مىبيند . يعنى كفر با همهء تفرق و تشتّتش ، در يك امر اتفاق كرده است و آن ضديت با اسلام ناب است . حتى اسلام محرّف را هم به جنگ اسلام ناب آورده است . اينها همه درست . اما آيا در مقابل اين همه تبليغات خصمانه و خباثت آلود ، جناح حق و جبههء اسلام ناب ، نمىتواند به بركت روح ، پيام و حقيقت عاشورا و پيام محرّم ، باز هم همان معجزه را يك بار ديگر تكرار كند ؟ چرا نتواند ؟ اين كار ، سختى دارد ، اما ممكن است . همت و فداكارى لازم دارد ، اما راه باز است . اين است مسؤوليت ما و شما . امروز دنيا تشنهء حقيقت است . اين حرف يك روحانى يا يك شخص متعصب اسلامى نيست . حرف كسانى است كه سالها با فرهنگ غربى ارتباط ، رفت و آمد و مبادله داشتهاند و حتى نسبت به آن فرهنگ و گردانندگان آن حسن نظر داشتهاند . آنان مىگويند كه امروز سطوح حساس دنياى غرب تشنهء اسلام است .
سطوح حساس ، يعنى دانشمندان ، متفكرين ، انسانهاى با وجدان ، روشنفكرها و جوانان ، اينها بخشهاى حساس پيكرهء جوامع غربى هستند . اين بخشهاى حساس ، امروز تشنهء يك مكتب و درسى از زندگيى هستند كه آنان را از هزاران دشوارى واقعى و حقيقى نجات بدهد .
خيلى از اين مشكلات زندگى مشكلات واقعى نيست . مشكل واقعى يعنى احساس نا امنى روحى ، احساس تنهايى ، احساس افسردگى ، احساس تزلزل و عدم اطمينان و سكينهء روحى است . اينها مشكلات واقعى بشر است كه در اوج ثروت و شهرت ، يك نفر را به خودكشى وادار مىكند . آن جوان پولدار كه امكانات تنعّم و بهرهبردارى از زندگى دارد . چرا خودكشى مىكند ؟ دردش چيست ؟ كدام درد است كه از بى پولى و نداشتن امكانات تمتع جسمانى و لذائذ جنسى هم سختتر است ؟ آن درد امروز گريبان جوامع مادّى دنيا را گرفته است . عدم اطمينان ، عدم آرامش ، عدم نقطه اتكاء روحى ، عدم انس و تواصل بين انسانها ، احساس غربت و احساس انكسار ، دردهايى است كه امروز تمدّن غربى دچار آن است . آن وقت بخشهاى حساس اين جوامع كه اين دردها را نيز بيشتر احساس مىكنند چشم انتظارند كه دست نجاتى بيايد و آنان را از اين دردها نجات بدهد و جاهايى كه آگاهى هست ، چشمها به اسلام دوخته شده است . البته عدهاى از آنان آگاهى ندارند . اسلام را نمىشناسند ، اما زمينهء
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٣٠