تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

فلسفهء قيام عاشورا

در زيارتى از زيارت‌هاى امام حسين ( ع ) كه در روز اربعين خوانده مىشود ، جمله‌اى بسيار پُر معنا وجود دارد و آن ، اين است : « وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ » فلسفهء فداكارى حسين بن على ( ع ) در اين جمله گنجانده شده است . زاير به خداى متعال عرض مىكند كه اين بندهء تو - اين حسين تو - خون خود را نثار كرد ، تا مردم را از جهالت نجات بدهد . « وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ » ؛ مردم را از سرگردانى و حيرتى كه در گمراهى است ، نجات بدهد . ببينيد ، اين جمله چه قدر پُر مغز و داراى چه مفهوم مترقى و پيشرفته‌اى است . مسأله اين است كه بشريت هميشه دستخوش شيطنت شيطان‌هاست . هميشه شيطان‌هاى بزرگ و كوچك ، براى تأمين هدف‌هاى خود ، انسان‌ها و توده‌هاى مردم و ملت‌ها را قربانى مىكنند . در تاريخ گذشته هم اين را خوانده‌ايد و شرح حال سلاطين جابر و ستمگر و رفتار آن‌ها با ملت‌ها و وضع امروز دنيا و روش قدرت‌هاى بزرگ را ديده‌ايد . بشر دستخوش اغوا و خدعه‌ى شيطان‌ها قرار مىگيرد . بايد به بشر كمك كرد ، بايد به بندگان خدا مدد رساند ، تا بتوانند خود را از جهالت نجات بدهند و از سرگردانى و گمراهى خلاص بشوند . چه كسى مىتواند اين دست نجات را به سوى بشريت دراز كند ؟ آن كسانى كه چسبيدهء به مطامع و هوس‌ها و شهوات باشند ، نمىتوانند ؛ چون خودشان گمراهند . آن كسانى كه اسير خود خواهىها و منيّت‌ها باشند ، نمىتوانند بشر را نجات بدهند بايد كسى پيدا بشود و خودشان را نجات بدهد ؛ يا لطف خدا به سراغ آن‌ها بيايد ، تا ارادهء آن‌ها قوى بشود و بتوانند خودشان را رها كنند . آن كسى مىتواند بشر را نجات بدهد ، كه داراى گذشت باشد ؛ بتواند ايثار كند و از شهوات بگذرد ؛ از منيّت و خود پرستى و خود خواهى و حرص و هوى و حسد و بخل و بقيهء گرفتارىهايى كه معمولًا انسان دارد ، بيرون بيايد ، تا بتواند شمعى فرا راه بشر روشن كند .

چهرهء بى زوال خورشيد عاشورا

اگر چه در باب محرم و عاشورا و آثار اين پديدهء عظيم صحبت‌هاى زيادى و افادات ارزشمندى شده است . لكن هر چه زمان پيش مىرود . چهرهء بى زوال اين خورشيد منوّر ، كه
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 227 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى