زمان خلفاى اول هم كه انجام نگرفته بود ، امير المؤمنين هم كه معصوم بودند ، انجام نداده بودند ؛ لذا امام حسين ( ع ) از لحاظ عملى ، درس بزرگى به همهء تاريخ اسلام داد و در حقيقت ، اسلام را هم در زمان خودش ، هم در هر زمان ديگرى بيمه كرد .
هر جا فسادى از آن قبيل باشد ، امام حسين در آنجا زنده است ؛ با شيوه و با عمل خود دارد مىگويد كه شما بايد چه كار كنيد . تكليف اين است ؛ لذا بايد ياد امام حسين و ياد كربلا زنده باشد ، چون ياد كربلا اين درس عملى را جلوى چشم مىگذارد .
متأسفانه در كشورهاى اسلامى ديگر ، درس عاشورا آن چنان كه بايد شناخته شده باشد ، شناخته شده نيست ! بايد بشود . در كشور ما شناخته شده بود . مردم در كشور ما امام حسين را مىشناختند و قيام امام حسين را مىدانستند . روح حسينى بود ؛ لذا وقتى امام فرمود كه محرم ماهى است كه خون بر شمشير پيروز مىشود ، مردم تعجب نكردند . حقيقت هم همين شد ؛ خون بر شمشير پيروز شد .
بنده يك وقت در سالها پيش ، همين مطلب را در جلسهاى براى جمعيتى عرض كردم - البته قبل از انقلاب - مثالى به ذهنم آمد ، آن را در آن جلسه گفتم ؛ آن مثال عبارت است از داستان همان طوطى كه مولوى در مثنوى ذكر مىكند .
يك نفر يك طوطى در خانه داشت - البته مَثَل است ؛ اين مثلها براى بيان حقايق است - وقتى مىخواست به سفر هند برود ، با اهل و عيال خود كه خداحافظى كرد ، با اين طوطى هم خداحافظى كرد . گفت من دارم به هند مىروم ؛ هند سرزمين تو است . طوطى گفت : به فلان نقطه برو ، قوم و خويشها و دوستان من آنجا هستند ؛ آنجا بگو يكى از شماها در منزل ماست . حال من را براى آنها بيان كن كه در قفس و در خانهء ماست . چيز ديگرى از تو نمىخواهم .
او رفت ، سفرش را طى كرد و به آنجا رفت . ديد بله ، طوطىهاى زيادى روى درختها نشستهاند . آنها را صدا كرد ، گفت : اى طوطىهاى عزيز و سخنگو و خوب ، من پيغامى براى شما دارم ؛ يك نفر از شماها در خانهء ماست ، وضعش هم خيلى خوب است ، در قفس است ، زندگى خيلى خوب و غذاى خوب و مناسب دارد ، به شماها سلام رسانده است .
تا آن تاجر اين حرف را زد ، يك وقت ديد آن طوطىها كه روى شاخههاى درخت نشسته بودند ، همه بال بال زدند و روى زمين افتادند ؛ جلو رفت ، ديد مردهاند ! خيلى متأسف شد ؛
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢١٩