آرى اسلام آفتابى بود ، كه ظلمتكدهء جزيرةالعرب را روشن ساخت ، دريايى بود كه پليدىهاى جاهليّت را از بين برد . اما در عين حال نمىتوانست سنگهاى سخت ريشهدار را از بين ببرد ؛ كور و كر مادرزاد و مردگان را نمىتوانست هدايت كند . آنان مردگان جهل و كورهاى مادرزاد و كرهاى مادرزاد كفر و نادانى بودند . در قرآن مجيد مىخوانيم : إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ وَمَا أَنتَ بِهَادِى الْعُمْيِ عَن ضَلالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُسْلِمُونَ « 1 » هر آينه تو نشنوانى مردگان را و نه بشنوانى به كران بانگ دعوت را ، چون از تو روى بگردانند و بر تو پشت كنند و نيستى تو راهنماى كوران از گمراهيشان ، تو فقط مىتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى ، كه آماده پذيرش ايمان بهآيات ما هستند و در برابر حق تسليماند . بارى خوى جاهليّت عرب در حقيقت احساسات غريزى سركوفتهاى بود ، كه موقتاً در تحت تعاليم اسلامى بىاثر ماند ، ولى هر قدر از منبع تعليمات يعنى وجود پيغمبر اكرم ( ص ) و جانشينان حقيقى او دور شدند ، غريزههاى نهانى تدريجاً خودنمايى كرد ، تا به همان حالت و صورت درآمد ، كه قبل از اسلام بود و مظهر اين حالت ، بنىاميّه و آل مروان بودند .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٧٣
حكم بن عاص و أبىسفيان
سردستهء اين جماعت كه اشاره كرديم ، كفّار معاند قريش بودند ، كه سردستهء اعيان و اشراف آنها أبوجهل و عمرو بن هشام بن مغيرهء مخزومى و أبولهب عموى پيغمبر ، كه زوجهاش « حمّالة الحطب » امجميل خواهر أبوسفيان بود . و أبوسفيان و حكم بن عاص و در درجهء بعد عتبه و شيبه و عاص بن سعيد و نوفل بن خويلد و امثال و اقران ايشان بودند به ويژه در ميان آنها أبوسفيان از همه حيلهگرتر و خطرناكتر بود .
از اين جماعت كه گفتيم عدّهاى از قبيل أبوجهل و عتبه و شيبه و عاص و نوفل در غزوات اسلامى به ويژهء غزوهء بدر سال دوم هجرت به دست مسلمانان كشته شدند . أبولهب نيز در
هامش
( 1 ) . نمل ( 27 ) ، آيهء 80 - 81 .