اغماض را پديد آورد ، كينهاى در دل خود حس كند ، مستحق پاداشى است كه دلسوزى نسبت به مظلوم ، در خور آن است ، هر چند كه از هممسلكان با مظلوم نباشد .
چنانچه از خويشاوندان و هممسلكان او در دين باشد ، پاداشى كه براى او منظور مىدارند ، پاداش كسى است كه با ظالم به ستيز برمىخيزد . و به همين جهت است مىبينيم ملّتهايى ، اگر چه مسلمان نيستند ، بر اين قربانى راه حق و عدالت ، متأثّر مىگردند و شهامت و قيام امام حسين ( ع ) را مىستايند و گستاخى بر شهادت او را آن هم با چنان حالى به عنوان جنايتى بزرگ و نابخشودنى تقبيح مىكنند ؛ جنايتى كه دست روزگاران و قرون و اعصار نمىتواند لكّه ننگ و زشتى آن را شست و شو داده و آن را از دامان بنى أميّه بزدايد .
پيروزى اين شهادت به اين نكته منحصر و محدود نيست كه طرفداران مسلمان آن حضرت رو به فزونى گذاردند ، و شيعهء اهل بيت ( ع ) در هر سرزمينى كه چادر اسلام در آن جا نصب شد ، شمار فراوانى را آگاه و بهرهمند ساخت ؛ بلكه پيروزى اين شهادت را مىتوان در اين حقيقت نيز جست و جو كرد كه از ميان همه مردم عالم ، آن كسانى كه بر اين حادثه و قهرمان مقاوم و با شهامت آگاه مىگردند ، از او و شهامت او و تلاشهاى او در راه عدالت تقدير مىكنند ؛ زيرا نه در تاريخ و نه در حادثههاى مشهود خود جنگى را نخواندند و نبردى را نديدند كه در آن حق و باطل با هم روياروى شوند و باطل در ظاهر بر حق پيروز شود و از حق آن گونه انتقام كشد كه وحوش درنده و ملّتهاى جاهلى كه با دين و عاطفه و قانون هيچ انس و آشنايى ندارند ، اين انتقام را سخت زشت و غير قابل اغماض بدانند ؛ تا چه رسد به امّتى كه با دين رحمت و عاطفه و با آيين حق و عدالت خويشاوند و بدان پاى بند است . اين نحوه انتقام جويى باطل گرايان ، ذاتاً از عواملى است كه مردم را در جهت عمل به اين دين و احكام آن فرا مىخواند . اين منتقمانى كه درندگان بيابان از كار آنها احساس شرم و آزرم مىكنند ، تصوّر مىكردند زير چتر و سايبان دين به سر بردند ، در حالى كه معترف بودند ، كه اين كشته و شهيد فقط داعيهء حق را در سر مىپرورانده و فرزند صاحب شريعت آنها بوده است .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٦٩