تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اين‌ها از اهل كوفه‌اند و من ايشان را بر سبيل حبس نگاه مىدارم و يا به كوفه بر مىگردانم حضرت فرمود اين‌ها انصار من مىباشند و به منزلهء مردمى هستند كه با من آمده‌اند و ايشان را چنان حمايت مىكنم كه ذات خويشتن را و اگر تو از آن چه ميانهء ما برقرار شد بخواهى تخطّى نمود ؛ همين ساعت با تو جنگ مىكنم ! پس حرّ از تعرّض آن جماعت باز ايستاد و حضرت از ايشان حالت كوفه را پرسيد . مجمع بن عبيداللَّه عامرى كه يكى از آن نور رسيدگان بود ، گفت امّا رؤسا رشوه‌هاى بزرگ گرفتند و جوال‌ها پر كردند . اينك يداً واحدة به خصومت ايستاده‌اند و امّا باقى مردم را دل‌ها بر هواى تو است و شمشيرها بر جفاى تو . حضرت فرمود از فرستادهء من قيس بن مسهر چه خبر داريد ؟ گفتند كشته گشته . پس چشم امام از گريه پر شد و اشك مبارك بريخت و گفت : فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدِّلُوا تَبْديلًا اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ وَاجْمَعْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ فى مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِكَ . ابن اثير مىگويد طِرِمّاح بن عدى عرض كرد يابن رسول‌اللَّه من در ركاب تو كثرتى نمىبينم . اگر همين سوارهء حرّ آهنگ جنگ نمايد اين جماعت تو را كافى است و من به يك روز از آن پيش كه از كوفه برآيم بر پشت شهر گذشتم اردويى در آن جا نگريستم كه اين دو چشم من كثرتى بدان عظمت هرگز در يك زمين نديده بود و آن همه مردم را حاضر ساخته بودند كه به سوى تو سوق نمايند . خدا را اگر مىتوانى به كوفه نزديك مشو هر چند به يك شِبر بوده باشد و چنان چه معقلى خواسته باشى كه خدا تو را به آن جا از هجوم خصم نگاه دارد تا صلاح وقت به دست آيد . اينك قدم رنجه دار تا تو را در اين كوه اجأكه منزل برخى از بطون قبيلهء طىّ است ، فرود آورم و از اجأ و كوه سلمى بيست هزار مرد شمشير زن از طائيان در ركاب تو حاضر سازم . به خدا كه هر وقت از ملوك غسان و سلاطين حمير و نعمان منذر و لشكر عرب و عجم حمله بر ما وارد آمده است ، ما قبيلهء طّى به همين كوه اجأ پناهنده‌ايم و از احدى آسيب نديده‌ايم . امام فرمود « جزاك اللَّه و قومك خيراً » ، اى طرماح ميانهء ما و اين قوم مقاله گذشته است كه ما را از اين راه قدرت انصراف نيست و نمىدانيم كه احوال آينده ما را به چه كار مىدارد و طرماح بن عدى در آن وقت براى اهل خود آذوقه مىبرد . پس حضرت را بدرود نمود و وعده كرد كه بار خويش به خانه برساند و براى نصرت امام باز گردد و چنين هم