و كشتن حمزه رابه وى مژده داد . هند به همراه ديگر زنان قريش باراهنمايى وحشى خود را به پيكر مطهر حمزه و ديگر شهداء رساند در آغاز هند شكم حمزه را دريد وجگر وى رابيرون آورد ودندان در آن فرو برد ، وسپس همراه باديگر زنان قريش با تيغ به بدن حمزه واجساد پاك شهدا افتادند و تا توانستند آنهارا مُثله كردند . هند زيورآلات خود را از تن بيرون كرد و آنها را به وحشى داد ، و از گوشها وبينىها و انگشتان شهداءبراى خود گردنبند وخلخال ساخت . « 1 » بار سوم : پيكر حمزه عرصهء كينهورزى هاى سركردهء مشركان يعنى ابوسفيان پدر معاويه شد . حليسبن علقمه سرور احابيش * برابوسفيان گذر كرد ، او راديد كه براسبى سوار است ونيزهاى در دست دارد و با آن گونه هاى نازنين حمزه را مىكوبد و خطاب به او مىگويد : بچش ، اى فرزند ناخلف . « 2 » حليس روبه قريش كرد وگفت : هان اى فرزندان كنانه بنگريد به كسى كه خود راسرور قريش مىداند ، اكنون باعموزادهاش كه مانند گوشت كوبيدهاى شده است چگونه رفتار مىكند ! ابوسفيان به حليس گفت : راست گفتى ، آنچه را ديدى پنهان دار كه اين لغزشى از من بود . « 3 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٨٤
هامش
( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 159 ؛ بحارالانوار ، ج 20 ، ص 84 .
* احابيش گروهى ازمردم بودند كه به قبيله خاصى وابسته نبودند ( المنجد ص 114 ) .
( 2 ) . كنايه از اينست كه حمزه در جنگ بدر با خويشاوندان مشرك خود وارد جنگ شد و آنان راكشت ( بحارالانوار ، ج 20 ، ص 100 . )
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 20 ، ص 100 ؛ كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 160 .