تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

كينه وهيجان جنون‌آميز هند و آتش حقد و دشمنىاش نسبت به حمزه شعله‌ور شد وچونان سگى هار كه پاره سنگ و يا كلوخ به وى پرتاب شده را به دندان مىگيرد و با ولع تمام مىخواهد آن را فرو برد ، هند نيز دهان باز كرد و جگر حمزه را به دهان برد و نيشهاى زهرآگين خود رادر آن نشانيد ، و بخشى از آن را بادندان دريد و جويدن آغاز كرد . اما از آنجا كه خدا نمىخواست كه چيزى از پيكر پاك حمزه با جسد پليد زنى چون هند آميخته شود ، لذا ريزه‌هاى آن عضو مطهر را از دهان خارج كرد ، و از آن پس به « آكلة الاكباد » يا هند جگرخوار ملقب شد . آنگاه هند تمامى لباسها و زيورآلات خود را به وحشى بخشيد و به او گفت : هرگاه به مكه برگشتم نزد من بيا و از من ده سكّه زربستان . « 1 » گروهى ديگر از تاريخ نويسان گفته اند كه وحشى پس از به شهادت رساندن حمزه نزد هند رفت واو را از آن واقعه آگاه ساخت وهندرا به پيكر پاك آن سرور شهيدان راهنمايى كرد . و اين انگشتان جنايت پرور هند بود كه شكم حمزه را دريد وجگرش را از آن بيرون آورد وباوحشيگرى هر چه تمامتر آن رابه دندان كشيد . « 2 »

پيكرى چاك چاك

مشركان قريش از زن و مرد حقد وكينهء خود راكه از جنگ بدر ، درون سينه‌هاى خود انباشته بودند در احد آشكار ساختند . آنها حتّى گريستن بر كشتگان خود راممنوع اعلام كرده بودند تا مبادا سرشك ديده آتش درون آنان را افسرده كند و از شرارهء انتقامجويى ايشان بكاهد .
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 285 ؛ اعيان‌الشيعه ، ج 6 ، ص 245 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 516 ؛ كامل ، ابن‌اثير ، ج 2 ، ص 156 ؛ مناقب ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 192 ؛ حبيب السير ، ج 1 ، ص 347 .
( 2 ) . تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 375 ؛ كامل ابن‌اثير ، ج 2 ، ص 159 ؛ حبيب السير ، ج 1 ، ص 347 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 82 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى