شادى دشمن
شهادت حمزه نقطهءاوج شادمانى وخرسندى دشمن رابه همراه داشت ، و اين بدان سبب بود كه حمزه دمار از روزگار دشمنان بر آورده بود و آنان رابه ذلّت وخوارى نشانده بود . ازاين رو كينهء او تااعماق جان مشركان وبويژه هند و ديگر زنان قريش نفوذ كرده بود . پس از آنكه هند بدن حمزه و ديگر شهيدان اسلام رامثله كرد ، بر فراز سنگ بلندى رفت وباصداى بلند اين اشعار راكه در بارهءضربه زدن به مسلمانان سروده بود خواند ، و از ضربهاى كه به ياران رسول خداصلى الله عليه وآله رسيده بود شادمانى كرد : ما انتقام روز بدر را از شما گرفتيم . هر جنگى ، جنگ ديگرى آتشبارتر به دنبال خواهد داشت . كاسهء صبر من دربارهء عقبه لبريز شده بود ، تاپايان زندگى سپاسگزار وحشى خواهم بود ، تا وقتى كه استخوانهايم در گور متلاشى شود . « 1 » وحشى نيز پس از واقعهء احد روانهء مكه شد ، ومصيبت وارده برياران رسول خداصلىاللّه عليه وآله رامژده برد ، او چهارروزه خود رابه مكه رساند تابرسردوراهى حجون « 2 » رسيد ، در آنجاايستاد و چند بارباصداى بلند فرياد زد : اى گروه قريش ! اى گروه قريش . مردم از همه طرف به سوى اوهجوم آوردند ونگران بودند كه مبادا خبر