خود حمزه نيز هركجا لازم مىديد كه خود را معرفى كند ، از خود با عنوان « اسداللّه واسد رسوله ) نام مىبرد ، وبااين لقب ارزنده به خود مىباليد . وحشى قاتل حمزه درمقام بيان توان رزمى آن بزرگوار در احد گويد : آنگاه حمزه به پيش تاخت ، او مانند قوچى بود كه گوسفندان را درهم بشكند . او در حالى كه با دوشمشير جنگ مىكرد فرياد مىزد : من شير خدا و شير رسول خدايم . من در آنحال خود را براى شكار كردن او آماده كردم ، وزوبينى را كه در دست داشتم به سوى او انداختم كه به زير نافش اصابت كرد واو را از پاى در آورد . به خدا سوگند ، ننگ آن تا ابد دامنگير خواهدبود « 1 » او در ميدان نبرد در برابر دشمنان خدا ورسولش مىايستاد وبامعرفى خود به عنوان شير خدا و شير رسول خدا خود را به قلب دشمن مىزد . حاكم در مستدرك با اسناد از جابر بن عبداللاه نصارى نقل كرده است : هنگامى كه در احد مردم دست از جنگ كشيدند ، رسول خداصلّى اللّه عليه وآله حمزه رانديد شخصى به آن حضرت گفت : « من حمزه را كنار اين درخت ديدم كه چنين شعار مىداد : من شير خدا و شير رسول خداهستم ، خداوندا من از آنچه اين كفار براى ابوسفيان ويارانش به ارمغان آوردند بيزارم ، و از فرار مسلمانان در برابر دشمن از تو پوزش مىخواهم » . رسول خدا صلّى اللّهعليه وآله به همان سويى كه آن مرد نشان داده بود رفت . چون رخسار حمزه را ديد گريست و چون نظرش به مثله گاههاى او افتاد نالهاش بلند شد . سپس فرمود : آيا كفنى نيست ؟ مردى از انصار ايستاد و پارچهاى روى بدن حمزه انداخت . جابر گويد : رسول خدا صلّى اللّه وعليه وآله فرمود : سالار شهيدان در روز قيامت نزد خداوند حمزه است . « 2 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٨٠
هامش
( 1 ) . الميعاد والموازنه ، ص 90 ؛ سيره نبويه حاشيهء سيرهء حلبيه ، ج 2 ، ص 31 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 199 .