مسعود » برادرزاده « عبدالله بن مسعود » برخورد و او را با عدّهاى از همراهانش كشت . » « 1 » ابن ابىالحديد از امام باقر عليه السلام نقل مىكند . سختترين زمان براى شيعيان ما زمان معاويه بود كه در هر شهرى آنها را يافتند به قتل رساندند و دست و پاى آنها را بريدند تا زمان حاكميت عبيدالله بن زياد و حجّاج در كوفه رسيد كه مردم بيشتر دوست داشتند به آنها « كافر و زنديق » بگويند تا شيعه على !
اوج تهديد و اختناق
بعد از شهادت على عليه السلام و به خلافت رسيدن معاويه در سال چهل هجرى ، سياست تهديد و قتل با شدّت و قدرت بيشترى اجرا شد . مخصوصاً در كوفه پايگاه شيعيان على عليه السلام ، زياد بن سُميّه ياران على عليه السلام را مورد تعقيب قرار داد و هر كس را پيدا كرد به قتل رساند يا دستها و پاهاى آنها را قطع نمود و بر شاخههاى درختان خرما به دار آويخت ، يا نابينا ساخت . بهطورى كه احدى از شخصيّتهاى معروف شيعه در عراق باقى نماند . به تعبير ابن ابىالحديد آن قدر اختناق شدّت يافت كه افراد به خادم و همسر خودشان نيز اعتماد نداشتند و اگر مىخواستند حرفى به آنها بزنند قبلًا آنها را قسم مىدادند كه مطالب را به حكومت منتقل نكنند . « 2 » معاويه « سَمُرة بن جندب » را به فرماندارى بصره منصوب كرد . اين مرد خونآشام چنان قتل و كشتارى به راه انداخت كه به حساب نمىآيد . كسى از انس بن سيرين پرسيد : سمرة چند نفر را كشته بود ؟ وى جواب داد : مگر قابل شمارش است ؟ ! سمره در مدت كوتاهى هشت هزار نفر را كشت وقتى نزد « زياد » آمد گفت : باكى ندارم كه هشت هزار نفر ديگر را نيز بكشم ! ! « 3 »