درحالى كه نام اين مرد ، فرزند ابوكبشه ( مقصود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است ، و اين لقبى است كه كفّار قريش به طعنه به آن حضرت داده بودند ) « 1 » را هر روز پنج بار در سراسر جهان اسلام به فرياد بانگ مىزنند و به بزرگى ياد مىكنند : « اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ » ! تو فكر مىكنى چه عملى در چنين شرايطى باقى خواهد ماند ؟ و چه نام نيكى پايدار است ، اى بى مادر ؟ نه ، بهخداى سوگند آرام نخواهم نشست مگر اين كه نام او را دفن كنم ؛ و اين ذكر و ياد را به خاك سپارم ! » « 2 » معاويه به سوگند خويش وفادار ماند ، و نهايت كوشش خويش را در راه انجام آن بهكار برد . . احاديثى كه به دستور او درباره پيامبر صلى الله عليه و آله جعل شد . حضرت صلى الله عليه و آله را از حدّ يك انسان معمولى نيز پايينتر آورد . لذا متفكّرانى همانند دكتر صالح وردانى يكى از علل گرايش خود به مكتب تشيّع و دور شدن از اهل سنّت را تصوير نامطلوب اهل سنت و جماعت از پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر مىكنند . او مىگويد شخصيتى كه اهل سنّت از رسول خدا صلى الله عليه و آله ارائه كردهاند به هيچ وجه قابليت عشقورزى و پيروى نيست و مواردى را بعنوان نمونه ذكر كردهاند . ما نيز برخى از آنها را از منابع معتبر به اختصار متذكّر مىشويم .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٣٩
بخارى در كتاب صحيح خود روايتى از امالمؤمنين عايشه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است : « دو كنيزك [ يا دو دخترك ] آوازهخوان در خانه من ، شعرهايى از عصر جاهليت و جنگهاى آن به آواز مىخواندند . در اين حال پيامبر وارد شده و بدون هيچ عكسالعملى به روى بستر خويش دراز كشيد .
در اين هنگام ابوبكر وارد شد ، و به محض برخورد به آوازهخوان با شدّت و تندى به
هامش
( 1 ) - در جنگ احد ، پس از شكست مسلمانان ، ابوسفيان بهعنوان استهزاء و تمسخر پيامبر را ابن ابىكبشه ناميد . ر . ك . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 91 و 327 .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 454 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 463 ؛ الاخبار الموفّقيات ، ص 576 .