عثمان و بدعتها
عثمان بسيارى از سنن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و نصوص قرآن كريم را رها كرد ، و به اجتهادات خود و دستورات كعبالاحبار يهودى عمل نمود . مسعودى در اين باره مىنويسد : « روزى ابوذر در محل جلوس عثمان رفت . عثمان براى حاضران در جلسه اين مسأله را طرح كرد : بهنظر شما اگر كسى زكات مالش را پرداخت كند وظيفه ديگرى براى او هست ؟ كعبالاحبار گفت : نه ، اى اميرالمؤمنين ( وظيفهاى جز پرداخت زكات برايش نيست ) . ابوذر به سينه « كعب » كوبيد و فرياد كشيد اى يهودىزاده دروغ مىگويى . » و بعد اين آيه را خواند كه : « نيكى اين نيست كه رو به سوى شرق و غرب ( براى نماز ) بگردانيد بلكه نيكوكار كسى است كه به خداى يگانه ايمان آورد و به دوران آخرت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران معتقد باشد و مال را به خويشاوندان و يتيمان و بيچارگان و در راهماندگان و گدايان بدهد و در آزادى بردگان صرف كند . . . » « 1 » بعد عثمان گفت : « آيا اشكالى دارد كه مبلغى از بيتالمال مسلمانان را خرج كارهاى خودمان كنيم يا به شما بپردازيم ؟ » باز كعبالاحبار جواب داد خير ! ابوذر چوبدستى خود را بلند كرده بر سينهء كعبالاحبار فشرد و گفت : يهودى زاده ! چه عاملى باعث شده اينطور گستاخانه درباره دين ما اظهار نظر كنى ؟ عثمان به ابوذر تشر زد كه چقدر مرا اذيت مىكنى برو بهجايى كه تو را نبينم » . و ابوذر به خاطر نابسامانىهاى فراوانى كه مىديده همواره معترض بود . لذا بعد از اين كلام عثمان به شام هجرت كرد . « 2 »