تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

تظاهرات و اعتراض كردند . او به‌جاى اينكه در حلّ معضلات اجتماعى و گرفتارى مردم تلاش كند به آنها اهانت نموده و در قبال درخواست‌هاى آنها سياست خشونت‌آميزى در پيش گرفت . طبرى مىنويسد : « عبدالله بن عامر به عثمان گفت : به‌نظر من راه علاج اين است كه شورشيان را به جهاد بفرستى و به ميدان‌هاى جنگ اعزام كنى تا سرگرم جنگ شوند . به دنبال اين پيشنهاد عثمان حكّام شهرها را به محلّ مأموريت خود برگرداند و دستور داد نسبت به شورشيان سخت بگيرند و آنها را به اردوگاه‌هاى جنگ روانه كنند و مقرّرى و حقوق شورشيان را قطع نمايند . « 1 » اين اقدامات خشونت‌آميز آتش انقلاب را شعله‌ورتر ساخت و انقلابيون از مصر ، بصره و كوفه به مدينه آمدند و خانه عثمان را محاصره كردند و تلاش علويون نيز براى نجات خليفه سودى نبخشيد و سرانجام انقلابيون عثمان را كشتند . او كشته سياست‌هاى غير اسلامى خود و خيانت‌هاى اطرافيانش گرديد . « 2 »

آثار سوء بدعت‌ها

جامعه اسلامى در اثر سياست‌هاى غير اسلامى و بدعت‌هاى عصر خلفاء از جهات مختلف رو به انحطاط نهاد . و زمينه رشد و تعالى را از دست داد و تقريباً همه چيزش به فساد و تباهى كشانده شد . على عليه السلام محيط اجتماعى و جامعه‌اى را كه از سه حاكم پيش به ارث برده و تحويل گرفته است ، چنين وصف مىفرمايد : « بندگان خدا . . . شما در روزگارى واقع شده‌ايد كه خير و نيكويى به آن پشت كرده و شرّ و بدى به آن رو آورده است و شيطان هر روز بيش از پيش در كار گمراهى مردم طمع مىورزد . . . به هر طرف كه مىخواهى نگاه كن و چشم بگردان چيزى نمىبينى جز فقيرى كه با فقر در كشاكش است ، يا ثروتمندى كه نعمت خدا را تبديل به كفر كرده و حق‌ناشناسى نموده است ، يا بخيلى كه از طريق نپرداختن حق خدا - خمس و زكات ، يا
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 473 .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 361 - 362 .