مالك اشتر قرار گرفت . « 1 » يكى ديگر از كارهاى خليفه سوّم تقويت نظام اقطاعى بود . عمر تعدادى از زمينهاى بيتالمال را به سابقين در اسلام و مجاهدين بزرگ اختصاص داد و به آنها بخشيد . و عثمان زمينهايى را بهعنوان هديه به بستگانش تقديم كرد و نظام اقطاعى را استوار ساخت . « 2 » ابن ابىالحديد مىگويد : « پيغمبر نقطهاى در بازار مدينه بنام « مَهْرود » را وقف مسلمانان كرده بود ، ولى عثمان آن را به حارث بن حكم ، برادر مروان ، تيول داد ! فدك را كه فاطمه عليها السلام گاهى بهعنوان ارث و گاهى بعنوان بخشش از خلفاء مطالبه مىكرد و به او ندادند ، به مروان بخشيد . مراتع اطراف مدينه را از دسترس مسلمانان خارج ساخت ، و در اختيار احشام بنىاميّه گذاشت كه در انحصار آنها باشد . تمام غنايم فتح آفريقا از طرابلس غرب تا طنجه را يك جا به عبدالله بن ابى سرح بخشيد . . . . » « 3 »
دو قطب فقر و ثروت
در كنار اين طبقه ثروتمند ، طبقه فقيرى بهوجود آمد كه نه زمين داشت ، نه مال و ثروت ، و نه بهرهاى از بخششهاى كلان . اين طبقه را ، سربازان و مجاهدان اسلامى و خانوادههاى آنها تشكيل مىدادند . فقر اين طبقه بر اثر سوء تقسيم بيتالمال و غنايم ، بهوجود آمد ؛ عثمان و يارانش ، سربازان اسلامى را به بهانه اينكه بيتالمال مال خداست ، و مجاهدان و سربازان فقط بهره اندكى از آن دارند محروم ساختند . « 4 » با گذشت زمان و قدرتمندتر شدن بنىاميّه فاصله بين اين دو طبقه بيشتر شد . و جامعه