فَرائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اشْراعِكَ ، وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً » « 1 » بار خدايا اين مقام و جايگاه ( نماز عيد و جمعه ) براى جانشينان و برگزيدگان تو است و ( خلفاء جور ) جاهاى امناء و درستكاران تو را ربودند . . . ( بر اثر غصب خلافت ) برگزيدگان و جانشينان تو شكست خوردند و حقّشان از دست رفت ؛ حكم تو را تبديل كرده ، كتاب تو را دور انداخته ، واجبات را از مقاصد و راههاى روشن تو تغيير داده ، و سنّتهاى پيامبرت را متروك ساختهاند .
اجتهادات بىاساس
با منزوى شدن اهل بيت عليهم السلام و منع كتابت و حديث ، راه براى اجتهادهاى بىپايه فراهم گرديد و بدعتهاى زيادى از اين طريق در حوزه معارف اسلامى پديدار گشت . قبل از ذكر موارد عينى اين مطلب ، توضيحى مختصر دربارهء اجتهاد ممنوع و مشروع ، ارائه مىگردد ؛ تا اجتهاد ممنوع با اجتهادى كه مورد تأييد پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است مشتبه نشود . اجتهاد در اصطلاح فقه اسلامى بهكار بردن همت و كوشش ، در راه پى بردن به احكام و قوانين فرعى شرعى از منابع و ادلّه استنباط مىباشد . به عبارت ديگر اجتهاد استنباط احكام فرعى شرعى از طريق ادلّه قطعى و يا ظنّى موجود در شرع مقدّس است . « 2 » اين نوع اجتهاد به هيچ وجه در مقابل كتاب و سنّت : يعنى نصّ قطعى « 3 » نيست و مورد تأييد عقل و شرع مىباشد و در مكتب تشيّع نيز پذيرفته شده است . امّا اجتهادى كه ممنوع است بهمعناى تقنين و تشريع قانون است يعنى مجتهد حكمى را كه در كتاب و سنّت نيست با فكر و رأى خودش وضع كند . اين را در اصطلاح « اجتهاد رأى » مىگويند . از آنجا كه اهل سنّت احكامى را كه بهوسيله كتاب و سنّت تشريع شده محدود ، و وقايع و حوادثى را كه پيش مىآيد نامحدود مىدانند منابع ديگرى براى