تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

تعداد احاديث منقوله از رسول خدا صلى الله عليه و آله ( در نيم قرن اوّل هجرى ) بسيار محدود بود . امّا با گذشت زمان تعداد آنها افزايش يافت و از چهار هزار به پانصد هزار رسيد ! مرحوم علّامه امينى پس از اينكه هفتصد نفر از جاعلين حديث را نام مىبرد ، كه درباره برخى از آنها مىگويد هفتاد هزار روايت جعل كرده است ، مىنويسد : « اينها كه برشمرديم قطره‌اى از دريا و مشتى از خروار بود كه شايد خواننده محترم آن را زياد و بزرگ بداند غافل از اينكه وضع حديث و كذب بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و ثقات صحابه و تابعان ، پيش بسيارى از علماى اهل سنت ، منافاتى با زهد و پرهيزگارى ندارد بلكه آن را شعار صالحان و عامل تقرّب به خدا مىدانند و از اين جا است كه يحيى بن سعيد گفته است اهل خير را در هيچ كارى مانند بيان حديث ، دروغگو نديدم ! . » « 1 » و همچنين مىگويد : « جعل حديث و دروغ‌پردازى به جايى رسيد كه بسيارى از زهّاد و عبّاد قربة الى الله دروغ مىگفتند همانند حرب بن ميمون كه مجتهد و عابد بود ولى دروغگوترين مردم بود . » « 2 »

علل جعل حديث

مورّخان درباره علّت جعل حديث دو دليل عمده ذكر كرده‌اند : الف : احتياج امّت اسلام : وقتى نقل سنّت نبوى ممنوع گرديد ، با گذشت زمان آگاهى مسلمانان از احكام و معارف اسلامى محدود شد ، لذا شديداً مشتاق بودند نظر پيامبر صلى الله عليه و آله را در زمينه‌هاى گوناگون بدانند . از اين رو كسى كه حديثى يا احاديثى از حضرتش مىدانست نزد آنان جايگاه رفيعى مىيافت و او را به استادى مىپذيرفتند . و از آنجا كه اين افراد احاديث كمى از پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر داشتند و نيازها را بيشتر از مقدارى مىديدند كه مىدانند ؛ براى پاسخ به پرسش‌هاى مراجعه كنندگان به جعل حديث مىپرداختند .
هامش
( 1 ) - الغدير ، ج 5 ، ص 275 .
( 2 ) - همان ، ص 276 .