تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

حق موروثى خودم را به غارت رفته مىبينم . « انَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى » « 1 » جايگاه من در حكومت و خلافت جايگاه محور سنگ آسياست . يعنى محور حكومت اسلامى من هستم . و در شوراى شش نفرى پس از تعيين و انتخاب عثمان از طرف عبدالرحمن بن عوف فرمود : « قَدْ عَلِمْتُمْ انّى احَقُّ النَّاسِ بِها مِنْ غَيْرى وَ وَاللَّهِ لَاسلِمَنَّ ما سَلِمَتْ امُورُ الْمُسلِمينَ وَ لَمْ يَكُنْ فيها جَوْرٌ الَّا عَلَىَّ خاصَّةً » « 2 » شما مىدانيد من از همه براى خلافت شايسته‌ترم [ امّا ] به خدا سوگند مادامى كه كار مسلمين رو به راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد مخالفتى نخواهم كرد . ابن ابىالحديد معتزلى مىنويسد : « متواتر از على عليه السلام نقل شده است كه خود را مظلوم معرفّى نموده و حقّ خود را به يغما رفته خوانده است همانند قول آن حضرت كه فرمود : « ما زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ حَتَّى يَوْمَ النَّاسِ هذا ؛ ( بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله همواره مظلوم بوده‌ام حتى امروز ! ) نَجزى قُرَيْشاً عَنّى الْجَوازى فَانَّهُم ظَلَمُونى حَقّى وَاغْتَصَبُونى سُلْطانَ ابْنَ عُمّى ( خدايا قريش را كيفرها بده ! كه آنها در حق من ظلم كردند و سلطنت پسر عمّ مرا غصب نمودند ) وَ قَدْ سَمِعَ صارِخاً يُنادى انَا مَظْلُومٌ فَقالَ : هَلُمَّ فَلْنَصْرُخْ مَعاً فَانّى ما زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قَبَضَ اللَّه رَسُولَهُ « 3 » ؛ ( امام شنيد كسى فرياد دادخواهى سر مىدهد و مىگويد مظلومم . حضرت فرمود : بيا با هم ناله كنيم . من هم پس از رحلت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله همواره مظلوم بوده‌ام . ) امّا در اينكه چرا على بن ابىطالب عليه السلام حق خود را از غاصبان نگرفت ، سخن بسيار است بعلّت ضيق مجال تنها به نقل كلماتى از آن بزرگوار اكتفا مىكنيم : « فَنَظَرْتُ فَاذَا لَيسَ لى مُعينٌ الَّا اهلُ بَيتى فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ وَ اغْضَيْتُ عَلَى

هامش
( 1 ) - همان ، خطبهء 3 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 3 .
( 3 ) - همان ، خطبهء 74 .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 143 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى