الْقَذى وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجى وَ صَبَرْتُ عَلى اخْذِ الْكَظَمِ وَ عَلى امَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ » « 1 » نگاه كردم و ديدم ( براى گرفتن حق خود ) ياورى جز خاندان خويش ندارم ، به مرگ آنان راضى نشدم ، چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلويى كه گويا استخوانى در آن گير كرده بود ( جرعه حوادث ) را نوشيدم ، با اينكه تحمّل در برابر گرفتگى راه گلو و نوشيدن جرعهاى كه تلختر از حنظل است ، كار طاقت فرسايى بود شكيبائى كردم هنگامى كه يكى از فرزندان ابو لهب اشعارى مبنى بر فضيلت و ذىحق بودن على عليه السلام خواند حضرت فرمود : « سَلامَةُ الدّينِ احَبُّ الَيْنا مِنْ غَيْرِهِ » « 2 » سلامت دين را بيش از چيز ديگر دوست دارم . « لَوْ لا مَخافَةُ الْفُرْقَةِ بَينَ الْمُسْلِمينَ وَ انْ يَعُودَ الْكُفْرَ وَ يَبُورَ الدّينَ لَكُنَّا عَلى غَيْرِ ما كُنَّا لَهُمْ عَلَيْهِ » « 3 » اگر ترس اين نبود كه مسلمانان متفرق شوند و دين خدا تضعيف شود ( در مقابل خلفاء ) غير از اين بودم كه هستم . و در جاى ديگرى مىفرمايد : « ديدم صبر بر اين مصيبت برتر است از تفريق وحدت مسلمين و ريخته شدن خون آنها . چون مردم تازه با اسلام آشنا شده بودند ، تفرّق آنها منجر به تضعيف دين مىشد . » « 4 »
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٤٤
ماهيت سقيفه از نگاهى ديگر ، خشونت و زورگويى نسبت به اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ياوران آنها مىباشد . هنگامى كه ابوبكر از قريش و اكثريت قريب به اتّفاق انصار بيعت گرفت نوبت به بنىهاشم رسيد . برخى از آنان كه در خانه على عليه السلام جمع بودند و حاضر به
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 26 .
( 2 ) - الموفقيات ، ص 580 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 307 .
( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 308 .
( 4 ) - همان .