بيعت نمىشدند . ابوبكر عمر را مأمور كرد ، از على عليه السلام و اطرافيانش بيعت بگيرد . او نيز براى اخذ بيعت از هيچ خشونتى خوددارى نكرد . چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « دورهاى براى مردم پيش خواهد آمد كه در آن فرمانروايى جز از راه آدمكشى و زورگويى و برترىجويى بهدست نمىآيد . » « 1 » ابن ابى الحديد از كتاب « السقيفه » جوهرى داستان بيعت گرفتن از على عليه السلام و يارانش را چنين نقل مىكند : « ابوبكر به عمر و خالد بن وليد گفت : با هم نزد على عليه السلام و زبير برويد و آنها را به اينجا بياوريد . عمر و خالد به در خانهء زهرا عليها السلام آمدند ، در خانه ، جمعى از اصحاب از جمله مقداد و عدّهاى از بنىهاشم حضور داشتند . . . عمر از پشت در گفت : « به خدايى كه جان من در دست اوست بايد براى بيعت بيرون آييد يا خانه را با خود شما آتش مىزنم » . « 2 » عمر به زور وارد منزل شد و به على عليه السلام گفت : « برخيز و بيعت كن » . على عليه السلام بر نخاست و از بيعت امتناع ورزيد ، عمر دست على عليه السلام را گرفت و به اجبار از خانه بيرون آورد و به كمك خالد ، على عليه السلام و زبير را به طرف مسجد حركت دادند . مردم از هر سو آمدند و اجتماع كردند و تماشا مىنمودند بهطورى كه كوچههاى مدينه پر از جمعيت شد . فاطمه عليها السلام وقتى اين گونه رفتار از عمر ديد ، زنهاى بنىهاشم را اطراف خود جمع نمود و فرياد زد : « اى ابوبكر ! چقدر زود بر اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله يورش برديد و جسارت كرديد ! سوگند به خدا ، من ديگر با عمر سخن نمىگويم تا خداوند را ملاقات كنم ! » « 3 » مؤلف كتاب بيتالاحزان علاوه بر مطالب فوق مىنويسد : « چون على عليه السلام از بيعت خوددارى كرد ، او را به زور بهطرف مسجد حركت دادند . فاطمه عليها السلام مانع بردن على عليه السلام شد ، عمر به پسرعمويش قُنْفذ گفت : « با تازيانه فاطمه را بزن » و او دستور را اجرا كرد و با تازيانه به پشت و پهلوى فاطمه زد و به اين نحو توانستند او را از على عليه السلام جدا كنند . » « 4 »
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٤٥
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 91 .
( 2 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 56 ؛ الامامة والسياسة ، ابن قتيبه ، ص 30 .
( 3 ) - الامامة والسياسة ، ص 30 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 50 الى 60 ، ترجمه و تلخيص .
( 4 ) - بيتالاحزان ، شيخ عباس قمى ، مترجم ، اشتهاردى ، ص 146 به نقل از كتاب علم اليقين ، فيض كاشانى .