تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠

نكته سوم : استدراج نتيجه روياروئى صاحب مقاله با حق است

نكته سوّم : در اين ايام كه مشغول نگارش اين اوراق مىباشم توفيق رفيق گرديده به اتّفاق جمعى از دوستان به زيارت عتاب عاليات مشرّف شدم ، شبى در صحن مطهّر حضرت سيّدالشّهداء عليه‌السّلام در اين نكته متفكّر بودم ، كه آخر چه مىشود كه انسان در حضيض سقوط و دنائت به حدّى برسد كه حاضر شود طفل شير خوار معصومى را هدف تير قتّالهء خويش گرداند و جان كودك بىگناهى را اين چنين ددمنشانه بستاند ؟ و پاسخ اين سؤال را در اين نكته يافتم كه اين افراد از ابتداء نمىبايست به اين مرتبه از سقوط و سبعيّت درافتاده باشند ، و چه بسا اگر در زمان گذشته چنين حادثه‌اى براى اين فرد اتّفاق مىافتاد از پذيرش اين عمل به شدّت استنكاف مىنمود و آن را از جمله اطوار حيوانى قلمداد مىكرد ، امّا اكنون بسيار سهل و آسان و با آغوشى باز دست به چنين جنايتى مىآلايد و او را باكى نخواهد بود . و اين است نتيجه استدراج ، نفس انسان در روياروئى با حقّ چنانچه جانب حقّ را گرفت و به آن و لوازم آن و تبعات آن ملتزم گرديد ، سعه و قابليّت او براى پذيرش و تلقّى حقّى دشوارتر و حادثه‌اى سنگين‌تر آماده مىشود و در مقابل آن تسليم مىگردد و سر خضوع و خشوع فرود مىآورد و همين طور اين ديالوگ ادامه مىيابد تا نفس به نقطه فعليّت و مرتبه تجرّد تام نايل گردد ، و در مقابل اگر از پذيرش حقّ روى گردان شود و مصالح و منافع شخصى را بر قبول حقّ و التزام به تبعات آن ترجيح دهد ، نفس او مكدّر و ظلمانى خواهد شد و استعداد او براى پذيرش باطلى ديگر بيشتر مىشود و انجام امر باطل و ظلم به عدل و حقيقت در او آسان‌تر مىشود و دغدغه و تشويشى را كه در اوايل هنگام پذيرش باطل احساس مىنمود ديگر در نفس خود نمىيابد و اين سيكل واژگون همچنين ادامه مىيابد تا جائى كه ديگر حقّ موقعيّت و جايگاه خود را با باطل