زمينه را براى تغيير و تبديل احكام ضروريّه و بديهيّه شرع مهيّا مىسازد و از آنجا كه در ارتباط با كلام معصومين عليهمالسّلام با حجيّت و اتقان و عصمت فعل و قول و تقرير آنان مواجه مىگردد و مىبيند كه با وجود احاديث و روايات وارده از اهل بيت در تبيين احكام و مسائل شرعيّه و عدم قدرت بر مقابله و ردّ آنها ، نمىتواند به اين تحويل و تبديل دست يازد ، به يكباره قول معصوم را از حجيّت ساقط و آنان را همچو ساير افراد جائزالخطاء مىشمرد .
ولى اين مسكين از اين نكته غفلت ورزيده است كه اسقاط كلام معصوم از حجيّت مساوى با حكم به جهل و يا فسق آنان ( نعوذبالله ) است ، زيرا امام عليهالسّلام از آنجا كه خود كلام خويش را حجّت و معصوم مىشمرد اگر نسبت به اين مسأله جاهل باشد كه شقّ اوّل متحقّق و اگر عالماً و عامداً باشد كه شقّ دوّم ثابت خواهد شد .
شيوه صاحب مقاله پيوند زدن نقاط ضعف با اهداف باطل خويش است
نكته قابل توجه در طرز طرح مطالب ايشان ، پيوند زدن هر نقطهء ضعيف و مطرود با هدف و مقصد از پيش تعيين شده است . در سخنان ايشان اين مسأله به طور آشكار ثابت است كه صاحب مقاله به دنبال رفع ابهام و حلّ مشكل و استفهام از مجهول نمىباشد ، بلكه با پىگيرى مقصد باطل خود جهت تثبيت و اثبات آن از مدارك پوچ و منابع واهى و مراجع غير معتبر بهره مىگيرد و مدارك معتبر و افراد موجّه و موثّق علمى طبيعتاً در اين داد و ستد جايگاهى نخواهد داشت . از باب نمونه : در كنار هم نهادن شخصيّتى مثل علّامه طباطبائى كه فخر عالم اسلام است با اشخاص بىبضاعت و مفلسى كه از نظر وجاهت علمى حتّى در سطح اوساط از محصّلين نيز نمىباشند ، گواهى بر اين مطلب است . و يا تمسّك به روايتى از عايشه در كيفيّت سجدهء رسول خدا و سرودن اشعار بر وزان آن از يك طرف ، و رها ساختن دهها حديث و روايت از معصومين عليهمالسّلام و اسقاط حجيّت كلام آنان از طرف ديگر گواه ديگرى