فرهنگى به كنايات و اشارات پرداخته مىشود و با اتّهام به مسايل انحرافى جريان بحث و گفتگو به سمت و سوئى ديگر هدايت مىشود چنانچه همين نقطه ضعف على رغم ايراد صاحب مقاله به پاسخ دهندگان متوجّه شخص او به نحوى حادّتر و شديدتر نمود دارد . و در گذشته نيز دأب و ديدن ايشان بر اين بوده است و ظاهراً هم خواهد بود . و الله اعلم .
حقّ هيچ حدّ و مرزى ندارد ، حدّ و مرز حقّ باطل است فقط ، و كسى كه از اين حدّ به نحوى از انحاء تجاوز نمايد خود به خود حكم به ضعف و درماندگى خود نموده است .
نكته دوّم : استدراج تدريجى صاحب مقاله
و امّا نكته دوّم :
در اين نوشتار روى سخن نه با صاحب مقاله ، كه با برادران و خواهران ايمانى و عزيزان روحانى است ، در زمان مرحوم والد علّامه آية الله سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى - رضوان الله عليه - روزى صاحب مقاله به اتّفاق دو نفر از دوستان سابق به زيارت والد ما رفتند ، پس از انقضاء مجلس من به ايشان عرض كردم : ايشان را چگونه يافتيد ؟ فرمودند : نفسش صاف است امّا كلامش خطاء ! امّا امروز اين بنده مؤكّداً اعتراف مىكنم كه آن نفس صاف جايش را به عناد و غرض و كتمان داده است ، و اگر مرحوم والد ما امروز حيات داشتند همين مطلب را تأييد مىفرمودند .
متأسفانه از آن زمان تا كنون صاحب مقاله در انحطاط علمى و روحى هر روز و هر لحظه در منجلاب تشويشها و ترديدها و تشكيكها و ابهامات و گيجى و گنگى دست و پا مىزند و خود نمىداند آخر اين راه كجاست ؟
روزى از عدم اصالت مفاهيم و قضاياى دينى سخن به ميان مىآورد و برداشت هر فردى را ملاك در صحّت مفاهيم شريعت مىدانست ، و روز دگر صحبت از بسط و تكامل وحى و يا به تعبير ديگر تجربه نبوى مىنمود و در پس