گيرم كه مولانا فردى سنّى مذهب بوده است ، آيا اين مسأله دليل آن مىشود كه به خاطر اشعارى چند ، خود را از اين درياى بىكران معارف الهى محروم نمائيم ؟ شما به اين بنده بنمايانيد : از زمان ظهور و نشأت مولانا تا كنون چند نفر به واسطه مدح و ثناى او از خلفاء جور ، به مذهب تسنّن گرويدهاند و از تشيّع فاصله گرفتهاند ؟ آيا كسى را ياراى آن مىباشد كه در مقام مقايسه و سنجش بين مدح و ستايش علىّ مرتضى حيدر كرار در اشعار مولانا و آن مضامين مستانه و عاشقانهاى كه حكايت از شور و حال ديگرى در آن جناب هنگام سرودن اشعار آبدار و عرش بنيان مىنمود با اشعارى كه در مدح خلفاء جور به نظم درآورده است ، جانب خلفاء را بگيرد و مولانا را در اين كتاب متمايل به خلفاء جلوه دهد ؟ - زهى بىانصافى و عناد و حماقت ! ! و نعوذ بالله من الجهل و العصبية و الضّلال .
آيا آن اشعار عجيب و غريب مولانا دربارهء أميرالمؤمنين عليهالسّلام حكايت از تشيّع او نمىكند ؟
آيا اين شعر :
باز گو اى باز عرش خوش شكار * تا چه ديدى اين زمان از كردگار
* * *
راز بگشا اى على مرتضى * اى پس از سوء القضاء حسن القضاء [ 1 ]
حكايت از محكوم نمودن خلافت خلفاء ثلاثه نمىكند ؟
آيا احتمال تقيّه در آن شرائط و محيط نسبت به اين دُرّ بىمثال و عارف فرزانه و افتخار عالم تشيّع نمىرود ؟ عجبا ! چگونه است كه اگر فقيهى در بعضى از آثار در مقام تعريف و تمجيد از حكّام و سلاطين زمان تعابير و جملات غريبى
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر اول .