عليهالسّلام رجحان و فضيلت پيوسته با تفكّر آزاد و تحقيق عادلانه بوده است . ما در اين مكتب از چه مىترسيم ؟ و از چه انديشهاى خوف و هراس داريم ؟ آيا بهتر و پسنديدهتر نيست كه به جاى مقابله و تعارض با معانى و مفاهيم خلاف با استهزاء و سبّ و شانتاژ ، به ذكر ادلّه متقن و وزين و متين دست يازيم ؟ آيا مناسبتر نيست كه آنچه را كه در متون روائى و آثار وارده از حضرات معصومين عليهمالسّلام ، دربارهء حرمت بزرگان و رعايت تقوى و احتياط در قضاوت و حمل فعل و قول مؤمن بر صحّت و حفظ احتمال خلاف ظاهر در سخنان بزرگان و . . . آمده است را نصب العين خويش قرار دهيم و بدان جامه عمل بپوشانيم ؟
آيا مىتوان از مواجههء با حقّ گريز نمود ؟ آيا با كتمان و اخفاء مطالب و ابلاغ و اظهار گزينش مسايل مىتوان از حركت و سير مكتب اهل بيت جلوگيرى نمود ؟ آيا تهمت به بزرگان و نسبت دروغ به آنها ما را به مقصود و غايت و هدفمان مىرساند ؟ آيا استفاده از هر وسيله و ابزارى گرچه دروغ و خلاف واقع و تهمت و بهتان ما را به مقاصد خداپسندانه نزديك مىكند ؟ [ 1 ]
مكتب تشيّع و مدرسه صادق آل محمّد با آغوش باز از همه عقائد و مبانى با سعهء صدر در خور خويش استقبال مىكند و هر سخن مثبت و متقنى را پذيرا شده و سخن و عقيدهء منافى با حقيقت را به برهان قاطع و حجّت مدلّل خود كنار مىگذارد و در اين راستا هيچ استثنائى را نمىپذيرد .
هامش
1 - مرحوم والد ما - رضوان الله عليه - مطالبى راجع به بعضى از مخالفين و مهاجمين بر فلسفه و عرفان اهل بيت عليهمالسّلام در پارهاى از نوشتجات خويش آوردهاند ، كه خود آنها را بدون واسطه از منبع و مصدر خبر ذكر كردهاند . آيا با تهمت زدن به ايشان و دروغ خواندن اين مطالب مىتوان به اهداف الهى و قيام به تكليف شرعى دست يافت ؟ آيا اين گونه حركات بيش از آنچه كه نمودار تعهّد و التزام به شعائر دينى و تبليغ مكتب اهل بيت باشد ، از مكنونات نفسانى و حسّ ترفّع و برترىجوئى و تعصّب جاهلى و كتمان حقائق و بروز انانيّت و هواهاى نفسانى حكايت نمىكند ؟