تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
ايضاً در عين حال ، اين تعدّد و تعيّن و تكثّر قوا امرى است غير قابل ترديد . نفس وحدانى ما ، به قواى باطنيّه و آنگاه به قواى ظاهريّه امر مىكند و از ما بدين واسطه كارهائى سر مىزند كه داراى عنوان كثرات هستند ؛ ولى در عين حال وحدت ما در اين افعال و قوا به جاى خود باقى است . بنابراين قواى باطنيّهء ما ، خود ماست در آن ظهورات ؛ و قواى ظاهريّهء ما مثل ديدن و شنيدن ما نيز خود ماست در اين ظهورات . تعدّد در قواى ما كه موجب عُزلت گردد غلط است . وحدت است كه در مظاهر و مجالى خود ظهور و تجلّى كرده است ؛ همچنين است اين امر راجع به حضرت سبحان : خود اوست نه غير او كه در اين آيه‌ها و آئينه‌ها و مظاهر و مجالى ظهور نموده است . تعدّدى كه مستلزم عزلت شود غلط است ؛ وحدت است در كثرت ، وحدت حقيقى در كثرت اعتبارى . حقّ سبحانه و تعالى ، خالق است در مرتبهء عالى و مخلوق است در مرتبهء دانى . آمِر است در مقام بالا ، مأمور است در مقام پائين . راحم است در افق مبين ، مرحوم است در نشئهء أسفل السّافلين .

ابيات راقيهء ميرزا محمّد رضا قمشه‌اى در وحدت موجود

چقدر خوب و عالى و دلنشين فرموده است عارف و اصل ما :
آنِ خداى دان همه مقبول و نا قبول * مِن رَحمَة بَدا وَ إلَى رَحمَة يَئول از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق * اينست سرّ عشق كه حيران كند عقول خَلقان همه به فطرت توحيد زاده‌اند * اين شرك عارضى بود و عارضى يزول گويد خرد كه سرِّ حقيقت نهفته دار * با عشقِ پرده‌در چه كند عقل بوالفضول يك نقطه دان حكايت ما كان و ما يكون * اين نقطه گه صعود نمايد گهى نزول