در اينجا مرحوم معلِّق : آية الله حكيم فرمودهاند : « حُسن ظنّ به معتقدين به توحيد خاصّ كه بعضى از صوفيّه باشند ، و حَمل بر صحّت كه در شرع بدان امر شدهايم ؛ اين دو تا باعث مىشود كه ما گفتار اين جماعت را بر خلاف ظاهرش حمل نمائيم . و گرنه چگونه صحيح است بنابر اين اقوال ، وجود خالق و مخلوق ، و آمر و مأمور ، و راحِم و مرحوم ؟ وَ مَا تَوفِيقِى إلَّا بِاللهِ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وَ إلَيهِ انِيبُ . » [ 1 ]
در اينجا تذكّر چند نكته لازم است :
وحدت حقيقيّهء وجود و موجود با كثرت اعتباريّهء آن دو ، عالىترين اقسام توحيد است
نكتهء اول :
كلام سبزوارى ( قدّه ) كه بهترين گفتار از اقوال اربعه را قول « وحدت وجود و وحدت موجود در عين كثرت آن دو » شمرده است و آن را توحيد أخصّ الخواصّ نامگذارى نموده است ؛ در اينجا يك سؤال پيش مىآيد . و آن اين است كه كثرتى را كه در اينجا ذكر مىكند آيا اعتبارى است يا حقيقى ؟
اگر پاسخ دهند : اعتبارى است ، اين همان قول دوم يعنى توحيد بعضى از صوفيّه مىباشد كه آن را توحيد خاصّ نام گذاردند . تمام صوفيّهاى كه ايشان مدّ نظر دارند هَمّ و غمّشان اثبات همين كثرت اعتبارى است ، نه انكار اصل كثرت گرچه به نحو اعتبار باشد . شما در ميان جميع فِرق يك نفر را نشان بدهيد كه حتّى كثرت اعتبارى وجود و موجود را نفى كند ! و اگر كسى چنين تفوّه نمايد او را از زمرهء عقلا خارج دانند و گفتارش را در رديف دگران عنوان ننمايند .
و اگر پاسخ دهند : كثرت حقيقى است همانطور كه همين طور هم هست و خودشان تصريح دارند و در مكاتبات ميان عَلَمَين آيتين : مرحوم آية الحقّ و سَندالتّوحيد و العرفان حاج سيّد أحمد طهرانى كربلائى و محقّق مدقّق حكيم و فيلسوف مرحوم حاج شيخ محمّد حسين كمپانى اصفهانى قدّس الله أسرارهما به خوبى مشهود و بلكه نزاع بر سر همين است و بس ، كه آية الله
هامش
[ 1 ] مستمسك العروة الوثقى ، طبع ثانى ( سنهء 1376 ه ( ج 1 ، ص 329 .